راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢١٨
هم تا توانستند كارشكنى كردند. تمام اينها شد، تنها دولتى كه بلند شد و گفت: من بىكنكوردم و اين نمىشود، ايران بود. آخر اين چه روحيهاى است؟ از خود راضى بودن، مگالومان [جنون خودبزرگبينى] بودن، حالت اينكه ما دروازه طلايى مىخواهيم، دروازه طلايى كجا، ما كجا، سوئد كجا؟ آخر بالاخره اين حرفها در تاريخ مىماند.»
اميلى: اينكه پول زياد فسادآور است، شكّى نيست. خاصّه آنكه دست يك ديكتاتور قدرتمند و مجهز باشد، اما اين فساد در كدامين عرصهها بيشتر به چشم مىآمد؟
احمدى: اوّلين جاى آن خريدهاى ارتش و واردات كالاها و مصنوعات آمريكايى و اروپايى و خريدهاى كلان بود كه به همراه پورسانتها و رشوههاى كلان البته بيشتر درآمد از آن آمريكايىها و انگليسىها بود. به طور مثال برابر اسناد موجود، پورسانتهايى كه شاپور جى از قراردادهاى متعدد مىگرفت، كمترين مبلغ آن بيست هزار پوند بوده است و بيشترين پورسانتى كه وى از قبل اين پورسانتها به علم وزير دربار به عنوان عالىترين مقام ايرانى بند و بست كننده قراردادها مىداد، دوهزار پوند است.
عطايى آرام سوتى مىكشد، كه باعث خنده جمع مىشود و بعد مىگويد: با همه مخلصبازى كه امير اسدالله علم براى انگليسىها در مىآورد آنها ديگر چقدر نسبت به او و امثال او خسيس بودند.
احمدى: خوب همين پول گسترده، باعث هجوم دلالان و مفتخوران مختلف اروپايى و آمريكايى به ايران شد. كريم سنجابى در خصوص پول زيادى كه به دست پهلوىها آمد، مىگويد:
«پول بىجا وقتى بيايد، اين جورى است. در نتيجه اينها شروع كردند به يك