راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٨٢
زاهدى، همان وزير خارجه بسيار بسيار خوشنام! و دوست آمريكايىها گرفتيد و در خدمت پهلوىها بوديد، حالا بعد از انقلاب كه به بهانه مخالفت با انقلاب هم مورد لطف دشمنان انقلاب هستيد. بسيارى از مسئولان هم از باب مولفهالقلوب، به شما مولفهالجيب مىپردازند.
سوادكوهى: آقا! شما چرا توهين مىكنيد؟ چه دانشجوى بىادبى هستيد؟
پهلوان: استاد! نه! من بىادبى نكردم. شما رئيس اداره اروپا و آمريكاى وزارت خارجه نبوديد كه بوديد، اظهارات عليه انقلاب اسلامى با استفاده از منابع و حقوق جمهورى اسلامى نداريد كه الحمدلله داريد. بعد هم به اعتبار مخالفت با نظام مىدانم خيلى از دوستان، شما را به گونههاى مختلف مورد نوازش و محبت قرار مىدهند. من كه نگفتم شما از دلارهاى آمريكايى استفاده مىكنيد كه توهين به شما باشد؟
اميلى نگاهى به آندره مىكند و يادداشتى براى او مىنويسد.
«اختلاف خيلى شديد است، ولى عجب اظهاراتى است كه در مورد آيتالله خمينى شده است. بايد اين موارد را از احمدى بپرسيم كه موضوع چيست؟»
داماد: استاد! پدر آيتالله خمينى را پهلوىها كشتهاند؟
سواد كوهى: نه! بحث اصلاحات ارضى در سال ١٣٤٠ بود ولى آن قضيه مدتى قبل تر از آن بوده، كه من دقيقاً كيفيت كشته شدن پدر ايشان را نمىدانم چطور بوده.
محمدى: استاد! شما حافظهتان خيلى خوب است، معروف است كه شما تاريخها را خيلى خوب مىدانيد.
سوادكوهى: متشكرم. ولى ورود زيادى درباره آيتالله خمينى و خانوادهاش ندارم. ولى معروف است كه پهلوىها كشتهاند. اما من چگونگى آن را نمىدانم. به همين خاطر، عدهاى مسئله را خصومت شخصى بين آقاى خمينى و شاه مىدانند.