راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٥٠
مذكور را به خطر انداخته است.»
اين از قول يك فرانسوى در اول سال ١٣٥٧ كه نمىداند، آينده چه خواهد شد. حالا مىتوانيد از يك شخصيت فرهنگى پهلوى كه نسبت به پهلوىها تعصب شديدى دارد. مثل آقاى داريوش همايون، وزير اطلاعات و جهانگردى كه چيزى معادل وزارت فرهنگ و ارشاد فعلى بوده، مىگويد:
«من احتمالًا بايد بگويم اوايل حكومت آموزگار كه خودم در آن حكومت بودم، در يك جلسهاى اظهار نگرانى كردم. خود من اتفاقا" اين صحبت را كردم كه چه خبر است كه اينهمه مسجد دارد در همه ايران باز مىشود، نه اينكه مسجد چيز بدى است، ولى چه شده كه ناگهان مسجد، مثل قارچ از زمين سبز مىشود. بعد وقتى كه دانشگاهها باز شدند، يعنى در پاييز ١٣٥٦ اينكه گروه بزرگى از دختران دانشجو با چادر و حجاب اسلامى سر كلاسها رفتند، اين يك نگرانى ديگر افزود كه چه خبر شده، به هرحال از اواسط، از ميانههاى سال ٥٦ پيدا بود كه نيروى مذهبى در حال قدرت گرفتن است.»
علوى: استاد! ببخشيد نقش روحانيون در اين بين چه بوده است؟
احمدى: ارسال و توزيع و بيان پيام هاى امام، تحليل شرايط فعلى و دورنماى آينده و مهمتر از همه سازماندهى گروه هاى مبارز سياسى و گسترش اطلاعرسانى به قول امروزىها. چه از طريق اعلاميه و نوار و كلاسهاى آموزشى متعدد كه بخش اخير، خيلى مؤثر و فعال بوده است.
آقاى شانهچى كه از بازاريان طرفدار جبهه ملى بوده مىگويد:
«اغلب هئيتهاى مذهبى كه در بازار بود، گويندگانش، همين طلبههاى جوان، آخوندهاى جوان مثل آقاى خامنهاى و رفسنجانى، ديگران و مهدوى كنى، اينها مىآمدند سخنرانى مىكردند و اينها روىهمرفته به مردم آگاهى مىدادند، مردم را