راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٢٨
سرلشكر زاهدى و اعمال حاكميت نظاميان بر همه شئون كشور، و كشتارهاى ١٥ خرداد و هفده شهريور و حكومت نظامى.
عباسى: قدرتى كه شما براى ارتش شاه قايل هستيد، قدرت مداخلهجوئى خود نظاميان بوده يا خير؟
احمدى: به جز در موارد نادر، قدرت مداخلهجوئى نظاميان بسيار محدود بوده و عمدتاً مسئله بهرهبردارى بيرحمانه از ارتش، براى تحكيم سلطنت بوده است؛ لذا شما مىبينيد ارتش رضاشاهى طى ساليانى طولانى بيش از چهل درصد بودجه رسمى كشور را بلعيد و بخش زيادى از ثروتها و زمينهاى مردم را بنا به توصيه رضاشاه تصاحب كرد. اين ارتش با آنهمه هياهو، فقط و فقط در سركوب حركتهاى مردمى شركت كرد ولى در مقابل حمله متفقين، خيلى زود از هم پاشيد، حتى نتوانست سازمان خودش را حفظ كند.
عطايى: استاد! ظاهراً اين قدرت مداخلهجوئى در ارتش در زمان محمدرضاشاه بيشتر بود.
احمدى: نه، متأسفانه سيستم ارتش به گونهاى سازماندهى شده بود كه اجازه كوچكترين مداخله كه هيچ، بلكه كوچكترين تصميم را نمىدادند. فريدون جم ارتشبد زمان محمدرضا و رئيس ستاد ارتش وى مىگويد:
«اختيارات از تمام ردهها گرفته شده بود. يعنى هر چه مسائل مهم و بزرگ بود، آخرش موكول مىشد به اينكه بيايد و برود به ستاد بزرگ ارتشتاران و به شرف عرض برسد و اعليحضرت تصويب بكنند. هيچكس جرأت نمىكرد كه كارى بكند، چون حتى مسائل خيلى كوچك مثل اينكه يك نفر ستوان مىخواهد به زيارت كربلا برود، بايد به شرف عرض برسد. خوب روى اين اصل البته افسرها، شخص اعليحضرت را مىشناختند. حتى آييننامه انضباطى ارتش قيد كرده كه هر