راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٤٩
عباسى: آقا! نقش گروههاى چپ در اين بين چه بوده است؟
احمدى: سازمان مجاهدين پس از اعلام ماركسيست شدن رهبران و اعضاى آن، در انزواى كامل قرار گرفت و گروههاى مذهبى چون گروه حزبالله كه به آن پيوسته بودند، از آن جدا شدند. در واقع آنقدر كه فعاليت اينها دوباره جان گرفت، بعد از بازشدن فضاى سياسى و تغيير شرايط عمومى كشور بود. حزب توده كه در تبعيد كامل بود و جز يك شاخه كوچك به نام «شاخه نويد» كه رهبر آن بعدها به جمهورى اسلامى پيوست، فعاليت ديگرى نداشت و رهبران و اعضاى آن، اغلب در كشورهاى اروپاى شرقى بودند و بعد از انقلاب آمدند. سازمان چريكهاى فدايى كه هم گروه جنگل آن و هم گروه چريكى شهرى آن دستگير و اعدام و زندانى شده بودند، البته تعداد محدودى از اعضاى دستگير نشده آنها بيرون فعال بودند، ولى اگر به كل تاريخ اين گروهها نگاه كنيد؛ غير از حمله به بانكها و مراكز توليد نيروى برق ويا چند درگيرى كوچك، خبر ديگرى از آنها نيست؛ علت آن هم اين است كه گروه بسيار كوچكى بودند. به فرض هزار نفر در برابر ماشين عظيم نظامى و انتظامى شاه چه مىتوانست بكند؟
عباسى: يعنى شما براى اين گروهها نقش قايل نيستيد.
احمدى: شما اصرار داريد يك قاچ بسيار بزرگ از انقلاب را حتماً به اين گروهها بدهيد؛ حال آنكه در واقع چنين نبوده، در مسير انقلاب اسلامى اينها راه جداگانه خودشان را مىرفتند. حتى خبرنگار روزنامه لوموند- آقاى لوسين ژرژ- در همان زمان تصريح مىكند:
«در حال حاضر در ايران به نام همين پارساى زاهد هفتادوشش ساله است كه قيامهاى متعددى به وقوع مىپيوندد. اين قيامها كه عناوين و موضوعات مذهبى دارند، خيلى بيشتر از آنچه جبهه مخالفت چپ، رژيم شاه را به خطر بيندازد، رژيم