راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٨٤
داخلى عليه خود را نابود كند. براى توجيه برنامههاى ضد ملى خود موضوع اصلاحات ارضى را به ميان كشيد، به اين اميد كه دهقانان محروم و فقير ايران را به بهانه صاحب زمين شدن بفريبد و آنان را عليه مخالفان خود بسيج كند ... اما نتيجه چه شد؟ ... كشاورز ايرانى كه فقير و محروم و گرفتار چنگال مالكان كه همه از قماش خودشان بودند، بود، روز به روز بر فقرش افزوده مىشد و سرانجام براى لقمه نانى به شهرها روى آورد. شاه بلافاصله از اين بازار كار ارزان سوء استفاده كرد. به بهانه صنعتى كردن كشور، راه را براى سرمايهگذاران خارجى و داخلى در مؤسسات صنعتى هموار كرد و نيز همان مالكين بزرگ به صورت كارخانهداران بزرگ كه همه از وابستگان و سرسپردگان رژيم هستند، ظاهر شدند. ديروز اگر كشاورز ايرانى براى كوچكترين تخلف از دستور ارباب ظالم خود به زير شلاق مىرفت و اموالش تاراج مىشد. امروز هم كارگران براى به دست آوردن حقوق حقه خود، زير فشار كارخانهداران توسط مزدوران رژيم به گلوله بسته مىشدند. در خيلى از روستاها زمينهايشان را به نفع دربار و سرسپردگان رژيم تصاحب نمودند. شاه براى ملت ايران دست به اصلاحات ارضى نزده است، بلكه طراح اصلاحات ارضى يعنى آمريكا و ساير دول استعمارى، اقدام به اصلاحات! كرده است، نتيجه اصلاحات ارضى شاه اين شده است كه امروز در حدود نود درصد مواد غذايى ايران از خارج بهخصوص از آمريكا تأمين مىشود كه نتايج خانمانسوز اصلاحات ارضى به همين جا ختم نمىشود.
مزدوران شاه گفتهاند كه علماى مذهبى به دليل اينكه اصلاحات ارضى، زمينهاى آنان را از دستشان بيرون برده عليه شاه قيام كردهاند. كدام زمينها؟ كدام يك از علماى دينى از مالكين ايرانى بودند. زندگى علماى دينى كه با سادگى در حد مردم معمولى است، آيا نياز به زميندارى دارد؟