راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٥٨
شده و يا ملاحظهكارانه جواب داده شد و يا اصلًا به بعضى جواب داده نشده است ..
احمدى: مثل چى؟
عباسى: مثل همين موضوع شكنجه ساواك يا تجاوز به نواميس زندانيان، حال آنكه بسيارى از همين زندانيان بسيار مشهور از ملىگرايان كه خاطرات خود را نوشتهاند، كمتر سخن از شكنجههاى وحشيانه ساواك به ميان آوردهاند.
عطايى: استاد! واقعيتى است! كمتر كسى تا بهحال راجع به اين موضوع صحبت كرده و فكر مىكنم خوب باشد كه ما يك جلسه در اينباره حرف بزنيم.
احمدى كمى قدم مىزند و به فكر فرو مىرود.
عباسى آرام بشكن زد.
آرام به بغلدستىاش گفت: ديدى يارو حسابى ماند و بعد زيرچشمى نگاهى به علوى كرد.
ژوزف دستش را بلند كرد و گفت: استاد همانطور كه دوستان فكر مىكنند، بعضى از مسائل جزء ناگفتههاى مربوط به انقلاب است. واقعيتى است! ما حالمان از اين تئورهاى خودبافته بههم مىخورد، بهتر نيست شما سخن از واقعيات عينى در ايران عصر پهلوى بزنيد؟
احمدى با لبخند مىگويد: بسيار خوب! به نظر هماهنگى شده كه امروز موضوع درس را به چالشهاى ذهنى آقايان و خانمها بپردازيم. ولى خوب بود از قبل در جريان قرار مىگرفتم تا يك سرى منابع مكتوب را برايتان مهيا مىكردم.
عباسى با شيطنت مىگويد: استاد غافلگيرانه بهتر است! ما به همان ميزان غيرمكتوب راضى هستيم، ولى بعد مكتوبات را براى ما بياوريد.
احمدى با لبخندى مىگويد: علىالظاهر كانون پرسش شما هستيد. به چشم! پس بنويسيد تا از يادتان نرود.