راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٦٢
«اينها كه مىگويند بايد تو دهنى زد به اين آدمى كه سلب آزادى از مردم كرده است، بايد تو دهنى زد به اين آدمى كه سلطه ديگران را در ايران برقرار كرده و مردم را زير سلطه ابرقدرتها قرار داده، اينها مرتجع هستند، اما آنهايى كه مال مردم را دارند مىخورند، به زور و با فشار، سلب آزادى از همه كردند، نه اينها متمدن هستند و اينها دروازه باز آزادى است.»
اميلى: رژيم پهلوى با وجودى كه متوجه شد در انتشار مقاله دچار اشتباه شده. چرا نتوانست جلوى اشتباه خودش را بگيرد و بحران را مهار كند.
احمدى: مشكل همان بود كه گفتم. واقعيت اين است كه سيستم و نوع ارتباط حاكميت با مردم در جامعه ايران به شدت ظالمانه و ستمگرانه بود و به علت همين شدت ظالمانه بودن در اثر يك فرصت، مردم به حركت درآمدند.
اميلى: استاد! شما كه معتقد به قدرتمند بودن حكومت در زمان شروع انقلاب بوديد.
احمدى: بله، حكومت در چهارچوب و ساختارهاى خودش و ارتباط با آمريكا تجميع سلاح، گسترش قدرت ارتش و ساواك و نهادهاى امنيتى و حتى توان پولى و اقتصادى، در وضعيت بسيار خوبى بود. اما اين قوت و قدرت در يكسو بود. من تأكيدم بر روى بيمارى اين نوع رابطه، بين حكومت و مردم است كه مردم در انتظار دفع همان حاكميت قدرتمندند كه در عين قدرت بسيارش، بسيار ستمگرانه هم بوده، يعنى مردم در شرايطى كه فرصت لازم بهدست آمد. همگى زير پاى اين ستمگر را خالى كردند و هر كس هم از اين قدرت حمايت مىكرد، منزوى مىشد. لذا ما در ايران شاهد يك وفاق و وحدت عمده، در نوع برخورد با حكومت پهلوى هستيم كه هر كسى كه در برابر آن مىايستاد را حذف و به تغيير آيتالله طالقانى هلاك مىكرد. مثل اتفاقى كه در تبريز افتاد و شرايط بهگونهاى بود كه حكومت اگر