راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٣٥
حل خواهيم كرد.» آن موقع هم همه مىگفتند نمىشود نظم موجود مطلوب آمريكا و شوروى را درهم ريخت كه ديديد درهم ريخته شد.
اميلى در اين موقع يادداشتى به آندره مىدهد.
«آندره عزيز! به ظاهر اينجا نيز هنوز براى بسيارى معماى انقلاب خمينى حل نشده و جالبتر اينكه بعضى اصرار دارند آنچه در غرب گفته مىشود را به عينه ترجمه كنند و به عنوان نظريه علمى بيان كنند. ما كه آنطرف از اين نظريات عجيب و غريب خسته شدهايم، عجيب است كه اينها با چه حرارتى از آن دفاع مىكنند!»
آندره در پاسخ نوشت: «خربرفت و خر برفت و خر برفت!»
اميلى وقتى كه پاسخ آندره را ديد، نوشت: يعنى چى، من چى مىگويم تو چى مىنويسى؟ خر برفت!
آندره پاسخ داد: قصهاش بماند براى بعد، خلق را تقليدشان بر باد داد.
وقتى اميلى، پاسخ آندره را ديد، حوصلهاش سر رفت و آرام غرغرى كرد.
اميلى: اين آقا امروز مثل اينكه از وجد و شعف مشاهده اين بحث شاعر شد و البته شاعر يك مصرعى!
خانم محمدى دستش را بالا مىبرد: استاد! ببخشيد! شما اظهار داشتيد كه مطبوعات آمريكا و اروپا، اركستروار عليه شاه تبليغ مىكردند تا اينكه شاه ساقط شد. اما من اسناد فراوانى ديدهام دال بر اينكه بسيارى از مطبوعات بينالمللى به همين شيوه از شاه اخاذى مىكردند و در قبال دريافت هنگفت، دست از تبليغات خود برمى داشتند و يا جهت خود را تغيير مىدادند؛ حتى آخرين سفير ايران در انگليس يكى از اصلىترين وظايف خود را راضى نگهداشتن خبرنگاران و روزنامهها به شيوههاى مختلف از ارسال عطاياى اعلىحضرت مىداند؛ اسناد در اين باره زياد است،