راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢١١
كردن جامعه و سرگرم زندگى شدن و بدتر از آن شده بود، چيزى كه آقاى دريابندرى نيز به آن تأكيد دارد مىگويد كه:
«از اواسط ١٣٣٧ كه (از زندان) من بيرون آمدم، فضاى جامعه را به كلى غير از آن ديدم كه قبل بود در اين فاصله، سيل درآمد نفت در جامعه جارى شده بود و بيشتر روشنفكران آرمانهاى سياسى و اجتماعى خود را كنار گذاشته بودند نتوانسته بودند خودشان را با وضع جديد منطبق كنند، گرفتار الكل و بدتر از الكل شدند.»
اميلى: استاد! به نظرم در اين ايام تلاشى عليه باورهاى غربى صورت گرفته بود، من با كتاب «غربزدگى «جلال آل احمد آشنا هستم، جلال گونه ديگرى از روشنفكرى را به ميدان آورد.
احمدى: اين درست است كه جلال نوعى فرهنگ تعهد و مقاومت در برابر فرهنگ غربى را نويد مىداد كه به سرعت هم مورد استقبال واقع شد. نويسندگانى چون رضا براهنى نيز، حركت جلال را نقطه عطف، در اين دور مىدانند. به همين خاطر مىگويد كه:
«به نظر من يك دوران خاص سر درگمى هست كه اين از سال ٣٢ تا سال ٤٠، يعنى از كودتاى ٢٨ مرداد تا زمانى كه غربزدگى چاپ شد، اثرش روى روشنفكران يك اثر فوقالعاده مثبت بود و هدف خاصى را براى روشنفكرها تعيين مىكرد كه آن هدف عبارت بود از متعهد كردن ادبيات، فرهنگ و هنر، هم در مقابل هجوم آنارشى به اصطلاح فرهنگ غربى و هم در برابر تسلط فرهنگ سلطنت و فرهنگ آن اشرافيت خاص سلطنتى. از اين رو به نظر من، تقريباً نسل ما از غربزدگى جلال يك جهت خاصى گرفت كه بعد از آن روشنفكرها به دو دسته تقسيم شدند: آنهايى كه در برابر حكومت ايستادند و قلمشان به اصطلاح مخالف حكومت بود. گاهى ادبيات خيلى جدى به وجود آوردند، گاهى ادبيات را با ژورناليسم و روزنامهنگارى