راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٦٩
اين سازمان نتوانست تشخيص بدهد كه اين قشرهاى مختلف چه كسانى هستند. تظاهراتى آنهم با اين نظم و ترتيب براى چيست؟»
مهمتر از همه، روشنفكران و غير مذهبىها نيز هم مات شده بودند و هم به شدت عصبانى. شما عصبانيت خانم هما ناطق از وحدت و هماهنگى و قدرت زنان و مردان مسلمان و متدين را بشنويد، عصبانيتى كه حتى از عصبانيت پهلوىها هم شديدتر بود، چرا كه باز هم روشنفكرى سكولار هم در درد بىاعتنايى مردم، و هم در درد حسادت شديد به خاطر احترام مردم به اسلام و روحانيت سوخت. هُما ناطق قصه را اينطور روايت مىكند:
«زنان در انقلاب ايران به اشكال مختلف تظاهرات كردند، و به اشكال مختلف مبارزه كردند. ولى بزرگترين بسيجى كه زنان كردند در اين روز عيد فطر بود كه مسلمانها ترتيب داده بودند، براى اولين بار بود كه مىشد گفت كه حتى تعداد زنان بر تعداد مردها مىچربيد، و اولين بار بود كه در يك تظاهرات، همه با نه تنها حجاب اسلامى بلكه با چادر سياه آمده بودند و براى ماها كه از دور تماشا مىكرديم اين تظاهرات را، يكى از عجيبترين منظرههايى بود كه ديديم يعنى يكّه خورديم كه اينها خانوادههاى اين افراد مذهبى بودند كه آمده بودند، ولى زنهاى تحصيلكرده و زنهاى روشنفكر كه هيچ سازمان و گروهى، در واقع پشت سرشان نبود، نمىدانستند كه چه خواهد شد. براى خاطر اينكه كسى هم نبود كه از آنها طرفدارى بكند يا پناهشان بدهد.»
اميلى: گويا اين تظاهرات خيلى حكومت را وحشتزده كرد.
احمدى: نه تنها حكومت، بلكه در واقع آمريكايىها را وحشت زده كرد و بىجهت نبود كه آمريكايىها و جناح برژينسكى در شوراى امنيت ملى فشار آوردند، تا حكومت نظامى برقرار شود. حكومت نظامى با تمام عجله و دستپاچگى، آن هم