راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٦٤
تبريز مگر چه مالى از كسى طلب كردند كه مىبايستى با مسلسل اينها را درو كنند؟ مگر چه مىخواستند؟ اينها آزادى مىخواهند، اينها اجراى قوانين دينىشان كه در قانون اساسى خودشان راجع به آن صحبت شده را مىخواهند. ما در اينجا، در اين محضر مقدس، ما همان مىخواهيم كه مردم تبريز خواستند. ما همان مىخواهيم كه مردم قم مىخواهند و ما همان مىخواهيم كه مرجع آگاه و پر بينش ما حضرت آيتاللّه العظمى خمينى مىخواهد.»
شما انرژى آزاد شده را پس از اين سخنرانى را در نظر بگيريد كه مردم با مأموران حكومت روبرو شدند و نيروهاى نظامى به كشتار مردم پرداختند و خود اين منشأ حوادث ديگرى شد.
عباسى: يعنى حكومت نظامى هم نتوانست جلوى مردم را بگيرد؟ البته بعد از چند روز در ٢٧ مرداد ١٣٥٧ در اصفهان، به خاطر وجود جمع زيادى از آمريكايىها و حمله به آنها اعلام حكومت نظامى شد، ولى در پى اين حكومت نظامى، شاه به مقايسه جامعه ايران در قبل از كودتاى ٢٨ مرداد و بعد از كودتاي ٢٨ مرداد پرداخت و البته وعده «وحشت بزرگ» را داد. شاه در ٢٧ مرداد دو روز پس از اعلام حكومت نظامى در اصفهان، با خبرنگاران سخن گفت و اوضاع آن روز ايران را با مرداد ١٣٣٢ مقايسه كرد و پيشرفتهاى دوران سلطنت خود را برشمرد. او گفت كه:
«آنهايى كه در جستوجوى ارقام هستند، به آسانى مىتوانند دنبال اين ارقام و مقايسه هم باشند كه ما در ٢٥ و ٢٨ مرداد ٢٥١٢ چه بوديم، چه داشتيم و امروز چه هستيم و چه خواهيم شد. ما به شما نويد و وعده تمدن بزرگ با جزئيات آن را مىدهيم و ديگران فكر مىكنم كه به شما وعده وحشت بزرگ بدهند، باز مقايسهاش با ملت ايران است.»
احمدى: البته در فرداى آن روز، وعده وحشت بزرگ يعنى ٢٨ مرداد ١٣٥٧