راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٦١
واقعاً هم آن زمان بود. براى اينكه يك روحانى بود كه در صحنه آمده بود و به نفع مردم و براى مردم كار مىكرد، همه طرفدارش بودند و همه دنبالش بودند و خيلى جنجال به پا شد.»
عطايى: استاد! اين نظر خيلى بىرحمانه است. مردم فقط و فقط به احترام مرجع تقليد خود اقدام به اعتراض و در پى آن انقلاب كردند.
احمدى: ببنيد من هم ممكن است همين باور شما را قبول داشته باشم. ولى بدانيد جامعه تا آماده و تحت فشار و ستم نباشد، به خاطر يك اعتراض و يا فحش اينچنينى برنمىخيزد و جان خودش را كف دستش نمىگيرد. مسئله اينجاست كه مردم تحت ستم حكومتى بودند و اخلاق و دين را در حال از دست رفتن مىديدند.
بابا بىانصافها در جشن هنر شيراز حيوانات را آوردند، صحنههاى تماس آنها را نشان زن و بچه مردم دادند، بلكه به نام حمايت از هنرهاى بومى، پوشيدهترين مناسبات فيمابين انسانها را در روز روشن علنى كردند. تازه عدهاى نظير مرحوم شهيد دستغيب، معلم خلاق و روحانى پيرمرد را كه اعتراض كرده بودند، را زندانى و شكنجه و تبعيد كردند كه چرا در برابر چنين اعمالى، بالاى منبر و در مسجد اعتراض كردند.
مسئله اين نيست كه توهين به امام، عامل محرك نبوده ولى واقعيتهاى سياسى و فرهنگى و اقتصادى ديگرى بوده كه مردم بهدنبال رهايى از اين شرايط بودند. مويد قضيه اينجاست امام اجازه برگزارى مراسم و بزرگداشت براى پسرشان را با آن مقام علمى ندادند و به هيچ وجه مسئله شخصى نداشتند. چطور به گسترش اعتراضات كمك كردند و بيانيه دادند و اصلًا در اين بيانيهها به توهين به خودشان اشاره نكردند، بلكه به واقعيت استثمار كشور و مجموعه نيروهاى معترض به اين غارت منابع اعتراض كردند به همين خاطر، امام خمينى گفتند: