راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٧٦
باشيد يا نديده باشيد. واقعيتى است كه نوعى ويژه و جلوهاى خاص از ايمان توحيدى بروز كرد. نه در رد ايمان پيشينيان بلكه در تكميل و گسترش حوزه آن و در نهايت با حقيقت شهادت تلفيق پيدا كرد. اين موضوع در حد فهم ابزار علمى و روشنفكران و سياستمداران نيست. چنانچه در انقلاب برايشان مفهوم نشد در جنگ هم همينطور. ولى عجيب است كه ميشل فوكو كه در جريان وقوع انقلاب حضور داشت، و بدون حب و بغض به آن نزديك شد، جلوههايى از اين حقيقت را درك كرد. لذا اسير تئورىهاى عجيب و غريب نشد و حداقل بهتر از ديگران در فهم اين حقيقت به واقع نزديك شد.
اميلى: فكر كنم به همين خاطر بود كه ايرانىها علىرغم همه مشكلات ناشى از انقلاب اينقدر به آيتالله خمينى وفادار بودند.
احمدى: خمينى در كنار همه اين مسائل، احساس خدمتگزارى حقيقى به مردمش داشت. اين احساس خدمتگزارى به خوبى به جامعه منتقل شده بود. در عين خدمتگزارى به مردم، با همان احساس قدرت، به مردم ايران احساس قدرت و شخصيت در برابر قدرتها و غربىها را داد. به عكس شاه كه در برابر آمريكايىها و غربىها احساس ضعف و زبونى مىكرد و به همين جهت امتياز كاپيتولاسيون را به آنها داد. به آنها حق توحش مىداد. حتى در برابر خواست انگليسىها از يكى از مهمترين بخشهاى استراتژيك و اقتصادى كشور، يعنى استان چهاردهم آن زمان ما بحرين گذشت. شما شخصيت يك بيمار جنسى را تصور كنيد كه هيچ روحيه اخلاقى و شهامت شخصيتى ندارد و فقط با زور ارتش و آمريكا و ساواك حكومت مىكند و مردمش را آنقدر كوچك مىشمارد كه حتى وقتى كه مىخواهد بميرد و به تاريخ پاسخ بگويد، پاسخش به تاريخ، پاسخ به آمريكايىها و غربىهاست و نه ايرانىها. برويد اين كتاب «پاسخ به تاريخ» شاه را ببينيد، در برابر خمينى كه در برابر