راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٢١
دوران است كه تحت عنوان «جامع عباسى» توسط فقيه و عارف نامدار شيعى، شيخ بهائى نوشته و به صورت استنساخ منتشر شد. نكته مهم اينجاست كه قدرتمندترين پادشاهان صفوى، خود را نايب و نماينده مرجع تقليد به عنوان جانشين امام زمان (عج) مىدانستند و لقب مشهور شاهعباس «نايب والا» بوده است و نه پادشاه، هر چند براى صوفيان قطب بود و براى سربازان فرمانده!
يزدانپناه: ولى اين دو قدرت مذهبى و سياسى در طول زمان از هم جدا شدند.
احمدى: همينطور است، چه به خاطر فساد پادشاهان صفوى و چه بعد از آن، به خاطر آنكه نادرشاه افشار خودش هرهرى مذهب بوده و در تلاش وحدت با تركان عثمانى بوده، اين فاصله تعميق شد ولى قدرت روحانيت به عنوان يك ملجاء و ماوى در برابر قدرت سياسى سر جاى خود باقى ماند و اتفاقاً اين قدرت، فقط در سايه استقلالخواهى و دنياگريزى و دينخواهى علما مىتوانست شكل گيرد و اتفاقاً علماى دربارى و دنياطلب و يا بىتقوى، فاقد چنين توانائىهايى بودند و اين جدايى علما از حكومت، در عصر قاجار تداوم پيدا كرد و اتفاقاً همزمان با تقويت دخالت ستمگرانه دولت در زندگى مردم، پيوند آنها با مرجعيت و رهبران روحانى، گسترده و عميقتر مىشد. به عبارتى، پناه بردن آنها به رهبران روحانى بيشتر مىشد.
اميلى: استاد، انتخاب رهبران دينى با چه شيوهاى صورت مىگرفت؟
احمدى: اتفاقاً بهترين مكانيسم انتخاب مردمى اينجا صورت مىگرفت. رجوع علما و مردم به فاضلترين و در عين حال باتقواترين آنها كاملًا اختيارى بود و اتفاقاً دخالت دولت در حمايت از هر كسى سبب فرصتسوزى براى آن عالم بيچاره مىشد و ترديدهايى را عليه او ايجاد مىكرد.
اميلى: از محتواى نامه سيدجمالالدين اسدآبادى به ميرزاى شيرازى بر مىآيد كه سيدجمال در مقايسه قدرت ميرزاى شيرازى مرجع تقليد معاصر با ناصرالدين