راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٧٥
تجمع دانشآموزان و دانشجويان در دانشگاه تهران بود. البته تا آن موقع كشتار زيادى از مردم شده بود، يادم است روز دوازدهم آبان بود كه سايروس ونس، وزير خارجه آمريكا، اعلام كرده بود كه ما از تلاشهاى شاه براى برقرارى نظم و اعطاى آزادى بيشتر حمايت مىكنيم.
روز سيزدهم به دانشگاه رفتيم كه مورد هجوم مأموران حكومت نظامى قرار گرفتيم، بيش از هفتاد نفر كشته شدند. هفتاد نفر! «مىدانى يعنى چى؟» حالا زخمىهايى مثل من خيلى بودند ولى از عجايب اين است كه فيلم اين كشتار آن شب از تلويزيون پخش شد.
جالب است كه بعد از گزارش اين كشتار، خبر اظهار نظر كسينجر، وزير خارجه سابق آمريكا، پخش شد كه گفته بود: تأكيد آمريكا بر حقوق بشر، به بروز آشوب در ايران كمك كرد.
اميلى: خوب نتيجه اين كشتار چى شد؟
ژوزف: هيچى! گسترش اعتصابات و اعتراضات، مهمتر از همه اجراى برنامه از پيش سازماندهى شده استعفاى شريف امامى و روى كار آوردن دولت نظامى ازهارى كه مثلًا بتواند نظم را حاكم كند. البته فرداى آن روز مردم براى اولين بار، سفارت انگليس را آتش زدند، هر چند براى سفارت فرانسه گل و شيرينى مىبردند.
آندره: چرا حكومت فيلم كشتار را پخش كرد؟
ژوزف: معلوم است! شما اگر بزنيد بكشيد، بعد فيلم آن را پخش كنيد، به اين چه مىگوئيد؟ خوب، ابراز قدرت و ترساندن مردم!
آندره: ولى آيا مردم ترسيدند؟
ژوزف: قدرتى در مردم بهوجود آمده بود كه اصلًا ترس را نمىدانستند چى هست. اين آقاى فوكو كه آن موقع ايران بوده مىگويد: ايرانىها هر روز كشته