راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٨٦
پهلوان، آرام سرش را به طرفى برگرداند و يادداشتى نوشت: مىدانم امام در بعضى از شعرها، هندى تخلص مىكرد. مثل شعر «عروس صبح «، ولى بماند. ببينيم استدلال آقايان چيست؟
محمدى نوشت: آن در موضوع شعر و تخلص بوده و آن هم به خاطر همان سيدحسين نيشابورى و سوابقش بوده.
سوادكوهى: ولى موضوع تولد ايشان در هندوستان جدى است.
پهلوان: استاد! چطورى جدى است؟
سوادكوهى: خوب، ايشان متولد هندوستان است ديگر! حتى فاميلى يكى از برادرانش هندى بود.
محمدى: خوب، فعلًا از خود ايشان به برادرشان رسيديم. ولى پدر ايشان، سيدمصطفى از سادات خمينى است و در نجف تحصيلكرده است و از معاصران و شاگردان آيتالله ميرزاى شيرازى بوده و بعد از بازگشت به خمين، رهبرى مذهبى منطقه را برعهده گرفته و در همين منطقه هم به علت مخالفت با ظلم و ستم خوانين، به دست يكى از حكام محلى كشته شد.
پهلوان: ضمناً استاد! جد ايشان هم در خمين ازدواج كرده و زندگى مىكرده.
داماد: شخصى به نام سيد يوسف كمرهاى بوده است.
محمدى: مهمتر از همه، مگر هندوستان آن دوران، همه جايش در تصاحب قدرت انگليسىها بوده، از سيستان و بلوچستان ايران، يعنى مرز پاكستان گرفته تا آسام و سيلان، هندوستان بوده و زبان فارسى هم زبان اصلى مردم هند بوده كه بعد از اشغال و گسترش سيطره انگلستان، زبان فارسى به زور از ميان رفته و مگر مثل الآن مرز و رفت و آمد و پاسپورت و رواديد بوده؟ بله، جدّ اعلاى ايشان سيد حسين نيشابورى از علماى نيشابور بوده و در اثر مخالفت با حاكمان محلى كه بر مردم