راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٤٨
زيست مىكردند. اما نمىتوانند اشكالات موجود جامعه را ناديده بگيرند، لذا براى اينكه براى فاجعه شكلگرفته عليه آنها دليلى يافت بشود، ناچارند به دنبال مقصر وقوع انقلاب در ايران باشند. به همين خاطر شما در اين كتابها به طور مشترك، هميشه كسانى را مىيابيد كه سببساز وقوع انقلاب در ايران بودند.
اميلى: به نكته خوبى اشاره كرديد. من در اين برداشت با شما موافقم، ولى ممكن است كمى بيشتر توضيح بدهيد.
احمدى چاى نيمخوردهاش را سر مىكشد.
احمدى: ببنيد همانطور كه در كتاب «پاسخ به تاريخ» محمدرضا آمده است او دشمنان خارجى ايران را علت وقوع انقلاب مىداند. نظريه توطئهگرايى كه براى اين دشمنى و انقلاب، ريشه را در حسادت خارجيان مىبيند. جالب است كه مردم به خاطر حسادت دشمنان خارجى به پيشرفت شاه، عليه شاه شورش كردهاند، آنهم نه شورشى از نوع شورش در يك كارخانه براى افزايش حقوق، يا مثل بركنارى ميلوشوويچ در يوگسلاوى، بلكه انقلابى به تمام معنا با يك سال تداوم هر روزه و كشتار گسترده مردم به دست ارتش و ساواك و حمايت بىدريغ آمريكا از حكومت شاه!
اميلى: ولى اشرف خواهر شاه در كتاب من و برادرم، ايالات متحده را مقصر وقوع انقلاب معرفى مىكند.
احمدى: بله اشرف حق دارد به قضايا اين طورى نگاه بكند، چون اگر او مقصر پيدا نكند، خودش بايد حداقل پاسخ بدهد چرا كه با انواع مفاسد اخلاقى و سياسى و اقتصادىاش، كشور را به لجن كشيده بود و ديوانهوارترين شيوه شيطنت و هوسطلبى را با استفاده از قدرت سياسى را به مرحله اجرا مىگذاشت؛ خودش در كتابش به مواردى اشاره كرده كه آنها را طبيعى مىداند مثل زندگى كردن با مردى