راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٥١
يزدى، بگذريم. جالب است كه ميلانى در اين كتاب بر لائيك بودن و بىدينى هويدا و روشنفكرنمايى وى و اينكه با يك ديكتاتور همكارى مىكرده اقرار دارد، ولى معذلك درصدد تطهير وى از آنچه كه واقع شده، برآمده و بنابر ادعاى هويدا، سيستم حكومت پهلوى را مقصر وقوع جنايات عليه مردم و در نهايت عامل وقوع اعتراض و انقلاب معرفى مىكند، كه سبب بروز تحولات سال ١٩٧٩ شده است.
اما در نقطه مقابل، برادر هويدا كه خودش از روشنفكران چپ بوده، از ناجوانمردى شاه در خصوص قربانى كردن برادرش به عنوان وجهالمصالحه با مردم، بهشدت عصبانى است و فساد شخص شاه و دربار را عامل انحطاط حكومت و بحران سياسى و اقتصادى در ايران مى داند و معتقد است كه فقط فساد گسترده و مهارنشده شاه براى وقوع انقلاب در ايران كافى است؛ در عين حال وى در كنار انداختن همه تقصيرات به گردن شاه و اردشير زاهدى، سعى دارد كه هويدا را از همه مشكلات و فساد حكومت مبرا بدارد. جالب اينكه فريدون هويدا علىرغم اينكه به شدت از تشتت و اختلاف در حكومت گلهمند است، و خود نيز به انتقامجويى از رقبايش مىپردازد، در عين حال بغض و نگرانى خود را از مردم و رهبرى انقلاب نمىتواند كتمان كند، ولى با اين وجود معتقد است كه آنچه اتفاق افتاده، به هيچ وجه نمىتواند محصول اراده قدرتهاى خارجى نظير آمريكا باشد. چرا كه ثبات مورد نظر آمريكا در منطقه به هم ريخته است.
يزدانپناه كه صبحانهاش تمام شده مىگويد: آقاى احمدى! اينكه شما مىگوئيد بيشتر شباهت به نقد كتاب دارد تا تحليل علل وقوع انقلاب.
احمدى: مسئله در همين است. اگر بحث ديدگاهها و چگونگى شكلگيرى آن روشن بشود، چگونگى سامانگيرى يك تئورى نيز قابل فهم خواهد بود، هر چند عدهاى اين آثار را در زمره آثار ژورناليستى مىدانند ولى واقعيتى است كه دستمايه