راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٥٨
زشت و توهينآميز بود كه هيچكس تاكنون نخواسته مسئوليت آن را برعهده بگيرد. وزير اطلاعات وقت، داريوش همايون بود. بسيارى او را در شمار نويسندگان اين مقاله دانستند، اما خود او مىگويد كه در نوشتن آن دستى نداشته است:
«مقاله از وزارت دربار سرچشمه گرفت. اين مطلب كه شاه روايت اوليه مقاله را نپسنديد و گفت بايد تندتر بشود، درست است. روايت دوم را خيلى تندتر تهيه كردند، مطالبى كه در مقاله آمده بود، بارها از طرف خود شاه و بلندگوهاى تبليغاتى آن زمان ايران گفته شده و مطلب تازهاى نبود كه خمينى به استعمار سياه وابسته است. مقاله ارتباطى به ساواك نداشت، در دربار تهيه شد. خود شاه شخصاً در آن سهم داشت. او متنش را تعيين كرد، كسى اصلًا جرأت نمىكرد در ايران چنين چيزى بنويسد و چاپ بكند بدون دستور شاه، چون به هر حال به موجب قانون اساسى، رهبران مذهبى يك موقعيتى دارند كه كسى به خودش اجازه نمىدهد، بعدها هم با آن موقعيت سياسى ايران، امكان نداشت كسى چنين كارى بكند، لزومى هم اصلًا كسى نمىديد و به اصطلاح عوامانه، كسى در اين خطها نبود. ولى بقيهاش همانطور است كه ....، مقاله به من داده شد و من به خبرنگار اطلاعات دادم و فرصت كنگره حزب رستاخيز بود و آنها هم ايراد كردند، اعتراض كردند كه ممكن است اين مقاله، اسباب زحمت خودشان بشود. نه اينكه اسباب زحمت مملكت بشود. كسى آنموقع اصلًا تصور نمىكرد كه چاپ مقاله در مملكت آنطور بشود، ولى خوب از نظر روزنامه خودشان نگران بودند و حق هم داشتند، مىگفتند در قم اسباب زحمت ما خواهد شد. چون آنها در جريان بودند، و با قم تماس روزانه داشتند، قم يكپارچه دست مذهبىها افتاده بود. چارهاى نبود، گفته بودند بايد چاپ شود، بايد چاپ مىشد.»
عباسى: استاد! با اين توضيح شما معتقديد كه شاه شخصاً وارد و درگير ماجراى