راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٤٥
عراق تماس بگيرم، مگر راضى مىشد با چه سماجتى توانستم راضىاش كنم.
يزدانپناه: موسيو ژرژ! اين گزارش شما خيلى گزارش جالب توجهى بود. براى ما كه در آن موقع جوان و دانشجو و سياسى بوديم، تكان دهنده بود.
دكتر پروانه: هنوز كسى فكر نمىكرد، حوادث به كجا مىرسد، اشتباه نكنم اوايل سال ٥٧ بود.
لوسين ژرژ: ٢٤ آوريل ١٩٧٨، مصاحبه با آقاى خمينى انجام شد؛ فكر مىكنم چهاردهم ارديبهشت ٥٧ بود.
آن روز خيلى هيجان داشتم، چون پيرمرد تحت مراقبت شديد بود، هم عراقىها، هم ساواك ايران، هم دوستان و دستيارانش همه مراقب بودند با چه زحمتى خود را رساندم. ساواك و رژيم شاه نگران شهرت آيتالله، عراقىها نگران توطئه بدون برنامهريزى و شركت آنها و مهمتر دوستان آيتالله كه از خطر نفوذ ساواك و سيا و موساد و توطئه قتل آيتالله مىترسيدند.
آندره: موسيو ژرژ ممكن است آن گزارش لوموند را الآن دوباره بخوانيد. خيلى ارزش ضبط دارد.
پيرمرد: روزنامه قديمى لوموند را از آرشيو خانهاش بيرون مىآورد كه گرد و خاك روى آن نشسته است. آرام ورق مىزند تا صفحات نازك آن پاره نشود. و چنين مىخواند:
«از آغاز سال جارى مسيحى، قيامهاى بزرگى مرتباً در ايران از قم گرفته تا تبريز به وقوع پيوسته و شهرهاى متعددى را زير آتش خود گرفته است ... و اگر چه بعضى از مخالفان چپ و چپ افراطى، در اين جنبشها كه بر ضد رژيم شاه است، شركت دارند، ولى به نظر مىرسد الهامدهندگان عمده و اصلى اين جنبشها، رهبران مذهبىاند. به هر حال به طور منظم و مرتب تظاهركنندگان نام رهبر