راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٣٤
نظم بينالمللى را درهم بريزند.
پهلوان و خانم محمدى هر دو دستها را به نشانه اعتراض و سئوال بلند مىكنند.
پهلوان: خانم محمدى اجازه بدهيد! ببنيد آقاى دكتر! آقاى داماد! مشكل شما اين است كه هميشه فكر مىكنيد انديشه پيش شما چمباتمه زده و اصلًا شما انديشه علمى هستيد و ديگران چون مثل شما فكر نمىكنند با انديشه بيگانهاند و اين البته نوعى بيمارى خودبزرگبينى است كه باعث مىشود انسان واقعيتهاى اطراف را نبيند و اسير همان خواندههاى فهميده و نافهميده خود بشود و اين مشكل بزرگ بعضى از مراكز و شخصيتهاى علمى ماست كه عضو منفعل نهضت ترجمه متون غربى هستند. به همين خاطر اصرار دارند واقعيتهاى سياسى و عينى جامعه خود را با آنچه از آموزههاى نويسندگان غرب از جوامع خودشان دارند كه بسيارى از آنها در كشورهاى خودشان هم طالب ندارند، تطبيق بدهند؛ حالا اگر آن واقعيت بلندتر بود كوتاهش بكنند و اگر كوتاه بود توى سرش بزنند. اما اينكه آقا مىفرمايند ما نظام بينالملل را قبول نداريم، بله حق با شماست! چقدر از متفكران برجسته جهان الآن نظم موجود را نظم عادلانه مىدانند؟ البته نظم موجود را عادلانه نمىدانيم و براى تغيير عادلانه آن هم تلاش علمى و عملى مىكنيم. قبول نداشتن يك نظم ظالمانه كه اسباب لبخند آقايان نمىتواند باشد؛ بر حسب اتفاق، همين مشكل شما را بسيارى از بزرگان و عاقلان قوم مثل مهندس بازرگان در زمان وقوع انقلاب داشتند كه رفتند پاريس پيش حضرت امام، كه آقا در شرايط فعلى، ايالات متحده نخواهد گذاشت شاه ساقط بشود؛ شما بياييد امتيازاتى كه الآن شاه و آمريكا مىدهند را بپذيريد؛ مثل آزادى انتخابات و انحلال ساواك. امام گفتند: «آقا برويد و به فكر تشكيل دولت باشيد. شاه كه ساقط شد و رفت، خواهم آمد و مشكلات را