راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٣٢
اميلى: نه پدر شما حتماً يك مشكلى داريد!
پيرمرد با هدف انحراف ذهن اميلى سخن آغاز مىكند.
ببين دخترم! موضوع تحقيق درباره ايران را كه قبلًا گفتى، بايد خيلى دقت كنى! منابع زيادى را بايد ببينى و بخوانى!
اميلى: قبول دارم پدر! موضوع سختى را انتخاب كردهام، ايرانىها خودشان هم در فهم جامع قضيه مشكل زياد دارند و اختلاف نظر بسيار است.
فرانسوا: باورشان نمىشد. يك ملت با دست خالى در برابر يك قدرت منسجم داخلى و بينالمللى بتواند پيروز شود؛ اصلًا فوق تصور همه سياسيون و اصحاب قدرت و سياست بوده، يك ملت ضعيف و دست خالى يكطرف، و يكطرف قدرتهاى بينالمللى متحد، با نيرومندترين ژاندارم منطقهاى و پول بىحساب نفت!
اميلى: مثل سنگ زدن داوود به جالوت!
فرانسوا: مثال درستى است كسى باور نمىكرد كه داوود، جوان چوپان، دست خالى و بىزره بتواند جالوت گردنكلفتِ مسلح و زرهپوشيده را با سنگ بزند و بكشد و پيروز شود. اين در كتاب مقدس آمده است.
اميلى: در قرآن مسلمانها هم آمده است كه يك نفر جوان از سپاه طالوت، بدون سلاح ولى با ايمان توانست بر جالوت و لشكريانش كه امكانات زيادى داشتند غلبه كند.
فرانسوا: اتفاقاً در سالهاى نزاع سياسيون معترض به رژيم پهلوى، به دفعات در اطلاعيههاى آنها كه بدست ما مىرسيد، به اين مسئله اشاره مىشد.
اميلى: راستش، تاكنون كتابهاى مختلف درباره جالوت و داوود خواندهام، ولى هنوز راز پيروزى داود بر جالوت برايم حل نشده، كتب مذهبى مىگويند ايمان سبب اين پيروزى شده؛ ايمان به خدا، چه ربطى به پيروزى در جنگ دارد؟!