راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٧٨
منشى: استاد! از طرف يك خبرگزارى فرانسوى با دانشگاه تماس گرفتند تا از كلاسها گزارشى تهيه كنند، موضوع به گروه احاله شد و پيشنهاد مدير گروه هم كلاس شما بود.
احمدى: خوب، چرا من؟
منشى: ظاهراً بيشتر دنبال مباحث سياسى و تاريخى هسند، شايد مىخواهند ببينند اينجا دانشجويان چقدر در فضاى اختناق و وحشت! هستند؟
احمدى: كاش زودتر به من خبر مىداديد!
منشى: ظاهراً خواست آنها اينطور بوده و دانشگاه هم تمايل داشت بدون اطلاع قبلى باشد. شما كه نگران نيستيد؟
احمدى: نه نه! نگاهى به قيافهاش مىاندازد و بعد مىگويد: اما با اين قيافه اجقوجق!
منشى: استاد اين درد مشترك همه متفكران است، تازه بيچاره تولستوى وقتى عدهاى از اطراف دنيا به ملاقاتش مىآمدند، زنش هم او را، هم ديدار كنندهها را سرزنش مىكرد كه اين قيافه وحشتناك چه جاى ديدن دارد؟
احمدى از آبدارچى كه يك ليوان چايى برايش آورده تشكر مىكند و لحظاتى بعد از جا برمىخيزد و به طرف كلاس مىرود.
كلاس درساحمدى
احمدى: خوب دوستان موضوع بحث ما سياستهاى فضاى باز و حقوق بشر كارتر در ايران بود. نتيجه تحقيقات شما چه شد؟
خانم علوى: استاد! اختلاف كارتر با شاه بر سر دخالت شاه در انتخابات آمريكا شروع شده بود. چرا كه شاه مبالغ هنگفتى پول در انتخابات آمريكا به نفع جرالد فورد، كانديداى حزب جمهورىخواه خرج كرده بود و سفير ايران، اردشير زاهدى به