راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٣٥
فرانسوا: ببين اميلى مشكل همين بود كه نمىشد او را به چيزى متهم كرد؛ نه بىسوادى و كمسوادى، نه دنيا دوستى، نه فريبكارى، حتى همان وقتها ساواك گزارشى كه بسيار محرمانه براى ما و ساير سفارتخانههاى دولتهاى دوست فرستاد، توضيح داد كه آيتالله خمينى، هم دانشمند حقوق و قانون شريعت به قول ايرانىها، فقيه است و هم فيلسوف و عارف برجستهاى است و در اين رشتهها، استاد درجه اول است و قدرت بينرشتهاى گستردهاى دارد.
اميلى چشمكى ملايم به همسرش مىزند و ناگهان مىپرسد: ولى پدر! همه اين حرفها مشكل نگرانى شما را حل نمىكند. زيركانه زيرآبى مىرويد!
آندره: اميلى! ما نبايد پدر را به خاطر اسرار مگويش آزار دهيم. مردها ممكن است بيرون هزار اسرار داشته باشند و يا در معرض انواع مشكلات باشند. قويه هستند نه به قول شرقىها ضعيفه!
بارش ملايم باران، جلسه اميلى و آندره و فرانسوا را به هم مىريزد.
پارك ايفل
روز، خيابان سطح شهر ...
تلفن همراه آندره به صدا در مىآيد؛ فرانسوا پشت خط است.
فرانسوا: آندره! مىتوانم شما را تنها ببينم؟
آندره: كجا؟
فرانسوا: من در پارك ايفل هستم، قرارمان كنار بركه مصنوعى!
آندره: من الآن نزديكىهاى آنجا هستم، خودم را مىرسانم.
آندره در ترافيك به علت تصادف متوقف مىشود و با دوربين خود به تصويربردارى از صحنه تصادف كه منجر به مرگ هم شدهاست، به تهيه گزارش مىپردازد.