راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٧١
آزمون بهخصوص يادم است، كه ايشان اصرار داشتند كه نخير اين راديو تا صبح خبر مىكند. تيمسار سپهبد مقدم، عقيدهاش اين بود كه ما مىخواهيم كه هر چه زودتر مسببين و محركين را شبانه بازداشت بكنيم، تا اين آشوب فردا اتفاق نيفتد و به همين دليل بالاخره موافقت كرديم كه خيلى خوب از همان نصفشب آنروز حكومت نظامى اعلام بشود، ولى چيزى كه جاى تأسف دارد، آن اتفاقى است كه فرداى آن روز يعنى ١٧ شهريور، پيشامد كرد.
بالاخره ما نتوانستيم بفهميم كه چطور شد كه آنروز، روز جمعه ١٧ شهريور، به حادثه خونريزى بيهوده منجر شد كه نتايج بسيار شوم و بدى روى نيروهاى مسلح گذاشت و در حقيقت سبب انسجام تمام مخالفين گشت.»
عباسى: استاد! اين مسئله واقعاً قابل قبول است كه سربازان يك كشور و مردم همان كشور، به روى مردم گلوله شليك كنند، آنهم گلوله تيربار ژ ٣.
احمدى: متأسفانه، همينطور است، و البته ترديدهاى جدى وجود دارد، چرا كه بسيارى از شهود گفتهاند، سربازانى را با قيافههاى ديگر ديدهاند. وجود شصت هزار نظامى خونريز آمريكايى، كه عمده آنها جنايتكاران جنگ ويتنام بودند و همچنين نظاميان اسرائيل در ايران، دليل محكمى است كه بشود به اين گفته شهود و مردم اعتماد كرد. هر چند بسيارى از سربازان ايرانى از همان صحنه كشتار فرار يا خودكشى كردند. در ساير شهرها نيز چنين بوده، ما در بحث ارتش، اين مقوله را به خوبى توضيح داديم. اما مهمتر از همه تصميم شاه و دولت تابع آمريكاست كه ساعت ١٢ شب شانزدهم شهريور، اعلام حكومت نظامى مىكند و صبح روز بعد مردم را بدون اطلاع به گلوله مىبندد. آن هم به قول يك خبرنگار خارجى حاضر در صحنه «كشتار دسته جمعى با تانك، تيربار ژ ٣ و تيربار هلىكوپتر ...» دولت هم خيلى سعى كرد كه ابعاد حادثه را مكتوم بگذارد، ولى مگر مىشد. البته بىبىسى