راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٦٧
والبته تاريخ شاهنشاهى يا هجرى قمرى يا ميلادى را برحسب مورد بين الهلالين ذكر فرمايند.»
آقاى منوچهر آزمون، وزير مشاور در امور اجرايى گفتند كه به موجب قانون اساسى، فعاليت همه احزاب آزاد خواهد بود و رستاخيز ديگر نمىتواند يك حزب فراگير باشد.
اميلى: استاد! چقدر اين اقدامات مؤثر بود؟ اقداماتى مثل مبارزه با فساد؟
احمدى: اتفاقاً هيچ باعث كاهش ابهت حكومت مىشد، مردم ديگر اين ادعاها را باور نمىكردند، هم شاه را مىشناختند و هم شريف امامى را، شما ببينيد حتى شاپور بختيار چگونه قضاوت مىكند كه مىگويد:
«اگر بعد از آموزگار حتى مىآمدند يك وضعيتى درست مىكردند كه ديگر شريف امامى نمىآمد، كار به اينجا نمىكشيد. دهنكجى به ملت ايران وقتى شد كه آموزگار را كه بالاخره آدمى بود كه به فساد مشهور نبود، بر مىدارند. او يك تكنوكرات بود، يك آدم باهوش و پركارى بود، بر مىدارند و شريف امامى كه قبلًا هم بوده و خودش مىگويد كه امروز قمارخانهها را دادم بستند. خوب آقا! خودت ادارهشان مىكردى ده بيست سال، اينكه نمىشود.»
عباسى: خوب، اين امتيازات مىتوانست مردم را آرام كند.
احمدى: ولى نكرد و اتفاقاً اينبار مسائل از تهران آغاز شد، و قضايا صورت ديگرى پيدا كرد و اعتراضات ادامه يافت و در روز ١٣ شهريور كه مصادف با عيد فطر بود، به همراه برگزارى نماز عيد فطر به امامت و دعوت آيتالله مفتح، اولين راهپيمايى بزرگ تهران برگزار شد. خبرنگار بىبىسى در تهران در ميان شاهدان اين راهپيمايى بود:
«در تهران تظاهرات آرامى كه صبح زود از قيطريه در شمال شهر شروع شده