راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٥٩
آغاز انقلاب شد؟
احمدى: همينطور است. چرا كه شاه اصرار داشت خودش شخصاً با امام درگير شود و به اعتبار حمايت امريكا و ابزار قدرتى كه بهدست آورده، بتواند ايشان را منكوب بكند، ولى عجيب اين كه ضربهاى كه شاه وارد كرد، تمام و كمال اين ضربه به خودش بازگشت و شخص شاه در اين بين مقصر شناخته شد، به نحوى كه حتى دوستان نزديكش نيز نسبت به اين كار ناراضى بودند. على امينى در اينباره مىگويد:
«ايراد اين وقايع اين بود كه كسى او را متوجه نمىكرد كه كارش صحيح نيست. همين كاغذى كه از دربار نوشتند راجع به خمينى كه باعث آن جنجال شد، اصرار خود شاه بود. اردشير زاهدى براى خود من نقل كرد، او مدعى بود كه مدتى با شاه بحث كرده، گفته آقا بد است، اين فحشها چيست، اصلًا خود اين كار از ناحيه دربار زشت است. حالا اگر شاهنده و ديگران بنويسند، خوب خودشان مسئوليتش را قبول مىكنند. ولى وقتى تمام اينها را به حساب شاه مىگذارند، خوب آن آدم مذهبى متأثر مىشود. همه رژيم شاه بود والّا خوب اينها مىدانستند كه اين وزرا داخل آدم نيستند. پس بنابراين شاه اگر دستور مىداد اين را بنويسند، مىنوشتند و واقعاً هم دستور داده بود كه حتماً بنويسند.»
عباسى: استاد! انتشار مقاله رشيدىمطلق را عدهاى نقطه آغاز انقلاب مىدانند، شما چقدر با اين نظر موافق هستيد؟
احمدى: واقعيتى است كه مقاله روز هفدهم دى، ١٣٥٦ روزنامه اطلاعات، سبب بروز جدىترين اعتراض عليه رژيم پهلوى به خاطر توهين به امام خمينى شد و در واقع كليد انقلاب به خاطر عمل شاه از قم زده شد. ولى برخورد رژيم در قم بسيار خشونتآميز و همراه با سركوب شديد بود، و همين سركوبى باعث ريختن