راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٤٨
قتل عام افراد مسلمان سازمان پرداختند. ضمن اينكه امام به هيچ وجه به مقلدان خود، اجازه همكارى با اين گروهها را نمىدادند. به همين خاطر گروهها و هيئتهاى مذهبى رشد چشمگيرى كردند، چه مذهبىهاى در حوزه فرهنگ، چه در حوزه سازمانهاى تشكيلاتى مسلح و حتى در ميان جمعيت دختران دانشجو. در دانشگاههايى كه دولت از دانشجويان هزينه تحصيلى دريافت مىكرد، مثل دانشگاه شيراز كه جزء قوانين آن، حضور دانشجويان بدون چادر بود كه البته بعداً با زحمت زياد توانستند اين قاعده عدم رعايت حجاب را حذف كنند.
اسدالله علم وزير دربار وقت كه براى يك سخنرانى در اواسط سال ١٣٥٥ به شيراز رفته بود؛ ماجراى گرايش مذهبى دانشجويان را چنين براى شاه تعريف و گزارش مىكند:
«از ديدن اين همه دختر با چادر وحشت كردم، در زمان خودم در مقام رياست دانشگاه شيراز، چادر، كم و بيش منسوخ شده بود؛ هر دخترى مىخواست آن را بر سر كند تقبيح مىشد، لكن در كنفرانس ديروز بيست سى نفرشان بودند. ضمناً به من اطلاع داده شد بعضى از اين دختران از دست دادن با فرهنگ مهر، رئيس جديد دانشگاه، خوددارى كرده و گفته بودند كه اسلام هر نوع تماس جسمانى با جنس مخالف را خارج از چهارچوب ازدواج ممنوع كرده است. از اين توضيح من، شاهنشاه خيلى اوقاتش تلخ شد.»
اميلى: استاد! شما معتقديد در سالهاى اخير گرايشهاى مذهبى مردم تقويت شده؟
احمدى: بله، در اين اواخر مردم به اين نتيجه رسيدند كه راه نجات آنها در اعتصام به اسلام است؛ لذا در اين دوره مساجد بسيار فعال شد، روحانيون بيش از پيش فعاليت مىكردند.