راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٢
اميلى: ببينيد دكتر! همين مهم است كه شما هم سياسى نيستيد و هم علمى هستيد. چون سياسيون هميشه حوادث را بر اساس خواست خودشان تفسير مىكنند و اگر هم بدانند تفسير يك حادثه، چيز ديگرى است، باز هم بر اساس ميل خود تفسير مىكنند.
دكتر با تهلهجه تركى صدا مىزند: مريم جان! يك چايى تركى تبريزى لبريز و لبسوز و لبدوز!
دخترك: آمدم بابا ...
دختركى هشت ساله و لپگُلى، چايىها را مىآورد و سلام مىگويد. برق در چشمان اميلى مىدرخشد و مىگويد: وه چه دختر گلى! شنيدهام كه شما ايرانىها، چقدر دختردوست هستيد!
همسر دكتر پروانه: معروف است كه بعضى از مردهاى ايرانى به خاطر زندوستى، زنذليلاند، اما درستترش اين هست كه همهشان دخترذليلاند.
صداى خنديدن دكتر پروانه و آندره، با صداى استكانها درهم مىآميزد.
اميلى مىگويد: مسيو پروانه! ما بهدنبال متفكرهاى غيرحزبى و غير سازمانى، و بهقول شما ايرانى ها فراجناحى هستيم. چون واقعيتى در دنياى سياست هست كه علاقه سياسى، ذهنيت سياسى را سازمان مىدهد، و هر چه علاقه حزبى و جناحى كمتر باشد، وسعت ديد و انديشه و فهم واقعيات بيشتر مىشود و نگاه نيز واقعبينانهتر.
دكتر پروانه: البته! آدمهاى سازمانى با عينكهاى تنگ مطلوب احزاب خود، مسائل را مىبينند و اگر موضوعى حقيقت هم داشته باشد، اما برخلاف منافع سازمانى باشد، به عمد آن را حتى اگر مثل روز روشن باشد، انكار مىكنند.
همسر دكتر پروانه: حالا دكتر! ببين چه كمكى مىتوانيد به خانم دكتر و آقاى آندره بكنيد.