راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٠٩
جاى آوردن فرهنگ كار و تلاش و حسابگرى، به فرهنگ برهنگى و لباس و انواع مد بيشتر توجه شد، نوع توجهى كه بيشتر بىهويتى را بهدنبال دارد تا يافتن يك هويت جديد. همين مسئله سبب شده بود به همين خاطر غربزدگان ما به جاى يافتن هويت جديد، دچار بحران هويت شدند. چرا كه اصرار داشتند ريشههاى هويتى خود را ناديده بگيرند و با هويت جديد نيز در جامعه ايران جايى نداشتند. به همين خاطر همه اين تلاشها در سطح ماند. به گفته داريوش همايون:
«حتى دولت كه مىخواست جامعه را با الگوى تمدن غربى نوسازى كند، نتوانسته بود كارى عمقى و اساسى انجام دهد. برداشت ما در برخورد با غرب از اساس خراب بوده، براى اينكه ما متوجه نشديم كه يك چيزى در ريشهها و پايهها اشكال دارد؛ خيال كرديم كه بايد ظواهر را اصلاح كنيم، كوششهاى توسعه در آن زمان هم به عمق لازم نرسيد و به همين دليل ما روى سرعت و عمق شكست خورديم.»
عباسى: استاد! موضع روشنفكران مخالف حكومت و يا مستقل از آن چى بود؟ علاوه بر داريوش همايون، محمود فروغى، پسر محمدعلى فروغى- كه از مقامات ارشد وزارت خارجه نيز بوده- مىگويد: در يك جلسه مسئولان وزارت خارجه، وقتى در بحث از هويت ملى، بر بهرهگيرى از عناصر ملى و دينى برگرفته از مكتب تشيع تأكيد كردم، ناگهان متوجه شدم همه مديران و همكاران چنان با تعصب و چشمغره به من نگاه كردند كه گويى خبط بسيار بزرگى مرتكب شدهام كه از هويت ملى و دينى مبتنى بر تشيع حرف زدهام؛ اين چيزى است كه خودشان در آمريكا و در مجموعه تاريخ شفاهى هاروارد به چاپ رساندهاند.
احمدى: متأسفانه روشنفكرى در ايران يا روشنفكرى چپ بوده يا راست و از اتفاق، هر دوى اينها آبشخور اصلى فكرىشان از غرب بود. روشنفكران ليبرال