راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٨٧
منطقه ظلم و ستم كرده بودند، از نيشابور به كشمير شيعهنشين تبعيد شدند و در آنجا به فعاليت دينى و مذهبى مشغول شدند، تازه مگر هر كه آب كشمير خورده، انگليسى شده؟ علامه اقبال لاهورى هندى و پاكستانى است و تحصيلكرده «آكسفورد»، چرا هيچكس او را انگليسى نمىداند. حالا چطور است، پدرجدّ كسى به خاطر مبارزه به مناطق شيعهنشين كشمير تبعيد بشود، آنوقت همه فرزندان او، هندى مىشوند و انگِ انگليسى بودن را به آنها مىچسبانند!
سوادكوهى: خوب اين در منابع رسمى اعلام شده، اينكه تقصير من نيست در مطبوعات آمده و شاه هم به دفعات در سخنان خودش آورده است.
محمدى: استاد! شما به خوبى مىدانيد سياستهاى اعلامى و سياستهاى اعمالى در خيلى از موارد با هم متفاوتاند. همينطور اطلاعات و اخبار اعلامى، با اخبار واقعى تفاوت بسيار دارند.
سوادكوهى: يعنى مىگوييد چون به خلوت مىروند، آن كار ديگر مىكنند.
محمدى: نه استاد! اتفاقاً اول در خلوت آن كار ديگر را فكر مىكنند، بعد در بين مردم جور ديگر اعلام مىكنند.
سوادكوهى: در خصوص تناقض سياست به قول شما اعلامى و اعمالى نمونهاى داريد بيان بكنيد؟
محمدى: بله، ولى قبل از هر چيز من از شما شناسنامه هندى امام را مىخواهم.
سوادكوهى: خوب، من از كجا بياورم؟
داماد: خوب استاد! از مراكز اسنادى كه در اختيار داريد، مىتوانيد اين شناسنامه را استخراج كنيد تا خانم قانع شوند.
محمدى: پيشنهاد خوبى است، من قبول دارم.