راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٧٣
مورد پهلوىها كمى بىانصافانه باشد.
احمدى: كفر كه فقط پرستش بت نيست، وجود الهههاى متعدد قدرت و در شكل و شمايل متعدد هم شكلى از كفر است. اگر فرصت داشتيم جاى بحث جدّى داشت كه منابع مربوط به گروههاى سياسى مذهبى را بحث مىكرديم كه در آخر مباحث و يا در وصيتنامههاى شهداى اعدام شده از جمله چيزهايى كه بر آنها تأكيد شده به طور مشخص، تعارض اسلام و كفر است. اسلام، در قالب مسلمانان تحت ستم، و كفر در قالب ابرقدرت آمريكا و رژيم صهيونيستى اسرائيل كه بر اركان كشور، سيطره داشت و حاكميت پهلوى به طور جدّى، درصدد هدم و حذف اسلام است. چون ديگر فرصت نداريم، بقيه بحث بماند براى جلسه آينده.
منزل ماريا
تلفن منزل ماريا به صدا در مىآيد، ژانت پشت خط است.
ژانت: سلام مارى جان!
ماريا: سلام، تازه چه خبر؟
ژانت: اين خبرنگارها باز هم مىخواستند بيايند، اجازه مىدهيد خدمت برسند؟
ماريا: خواهش مىكنم، در خدمتيم!
ژانت: ژوزف جان هم هستند؟
ماريا: بله! او هم هست، چطور مگر؟
ژانت: چون دوست داشتند ژوزف را از نزديك ببينند.
زنگ خانه ماريا به صدا در مىآيد. ژوزف خود را با زحمت به زنگ مىرساند. جواب مىدهد. ژانت و اميلى و آندره پشت در هستند.
وقتى كه وارد آپارتمان مىشوند، با كمال تعجب مىبينند كه او همان دانشجويى است كه در كلاس درس دكتر احمدى ديدهاند؛ ژوزف نيز از ديدار آنها