راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٧
در ثانى چيزى غير از حرف همكاران آمريكايى و انگليسى ما باشد.
دكتر شونمان: آقاى دكتر! چون مسئوليت در حزب و وزارت امور خارجه و ديپلماسى دارد؛ نگران نتايج و تبعات است. كه بعيد است يك رساله تحقيقى، اينقدر اهميت داشته باشد!
دكتر ميشل: فكر نمىكنم تهيه يك اثر دانشگاهى، نه تنها اثر نگرانكننده براى دولت و سياست كشور ندارد؛ بلكه باعث تلطيف روابط دو كشور خواهد بود، مگر اينكه لابىهاى يهودى در فرانسه نگران باشند.
دكتر ژيد: از شما عجيب است كه منافع كشور فرانسه را با منافع لابىهاى يهودى درهم مىآميزيد و سخن يهودستيزان و دشمنان منافع ملى را مطرح مىكنيد.
شونمان: بماند. آقايان به نفع هيچكدام ما نيست خيلى وارد اين مقوله بشويم. بهتر است با رأىگيرى قضيه را فيصله دهيم.
منزل اميلى و آندره
صداى زنگ تلفن به صدا در آمد. آندره در حالى كه حوله حمام به تن دارد با عجله به سمت تلفن مىرود.
منشى گروه: سلام خسته نباشيد. آقاى آندره. مادام تشريف دارند؟
آندره: شما؟
منشى: از دانشكده تماس مىگيرم. دفتر رياست گروه مطالعات خاورميانه ...
آندره: بفرمائيد مادام تشريف ندارند.
منشى: به ايشان اطلاع دهيد، موضوع پيشنهادى ايشان مورد تصويب هيئت ژورى دانشكده قرار گرفت. براى مذاكره به دانشكده مراجعه كنند ...
ساعت ميدان، چهار بعد از ظهر را نشان مىدهد و خيابان كمى شلوغ و پر رفت و آمد است.