راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٦٥
برابر چشم زندانى و لمس اندام با شديدترين و بيرحمانهترين وضعيت، براى خرد كردن اعصاب و به تسليم كشاندن متهمين رايج بوده است كه اغلب آدمهاى سياسى، بسيار غيرتى نيز بودهاند و يكى از مسائل عمده اعتراضهايشان وضعيت اخلاقى و خانوادگى نامناسب جامعه بوده است. حال به نواميس آنها اين تعدى در بدترين حد ممكن صورت بگيرد، خيلى عذابآور است؛ زن يا دخترى كه صورت و يا موى سرش را كسى نديده، در برابر نظر چندين مرد شكنجهگر ساواك به طور كامل برهنه شود و بدنش مورد لمس تجاوزكارانه قرار بگيرد و شكنجهگر خندههاى وحشتناك به همراه شلاق و كتك بر زندانى متهم داشته باشد، به قول آقاى عباسى، خيلى انسانى است.
عباسى: ولى استاد! در سالهاى انقلاب، به مواردى خاص از تجاوز اشاره شد، چرا بعدها به آن پرداخته نشد؟ و در دادگاهها و مقالات تاريخى گفته نشد؟
احمدى: چرا متوجه نيستى، اگر به يك خانم، تعدى ظالمانه هم صورت بگيرد، كسى نمىآيد براى شما توضيح بدهد. من موارد متعددى از اين خانمها را مىشناسم كه بعد از اين حادثه، دچار بيمارى روحى شديد شدند. يك مورد را يكى از روحانيون مشهور انقلابى كه فرزند شهيد نيز هست، براى ما در جمعى تعريف مىكرد، وقتى كه دستگير شدم، با جمع گستردهاى ارتباط داشتم كه سلاحهاى متعددى داشتيم و اگر اقرار مىكردم، بيش از پنجاه نفر از جمله شهيد رجايى، دستگير و اعدام مىشدند. با كتك و شلاق و آپولو و ناخنكشى به حرف نيامدم، منوچهرى از مشهورترين شكنجهگران ساواك گفت: برويد خواهرش را بياوريد (همين خواهر ما كه الآن دچار بيمارى روحى است). خواهرم را آوردند، مرا مىزدند و خواهرم را برهنه كردند، پيش چشم من! حال من هم آخوند، بدتر از آن ترك، آن هم از نوع داغش!