راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٦٤
عباسى: استاد! اين شكنجهها كه انسانىتر بوده!
احمدى: خير انسانىتر نبود، غير انسانىتر بود! اما مدرك دست متهمان نمىداد. از موارد اين شكنجههاى به قول شما انسانى، كشيدن ناخن بود كه تصور مىشود كه دست را زير گيره مىگذاشتند و با يك شى تيز به زير ناخن فرو مىكردند، ناخن را مىكشيدند، نه خيلى سادهتر يك يا چند سوزن ته گرد را زير ناخن فرو مىكردند بعد با فندك سوزن را داغ مىكردند. بعد ناخن و انگشت باد مىكرد و مىافتاد و يا با شلاق بر روى ناخنها، ناخن مىشكست و سياه مىشد و مىافتاد، چه در دست و چه در پا؛ البته مادامكه ناخن بعدى رشد نمىكرد. ملاقات نمىدادند و يا به دادگاه نمىفرستادند و يا زدن شلاقهاى زياد به كف پا و بادكردن و خونمرده شدن و عفونى شدن شديد كف پا و بعد راه بردن زندانى با همان پا و سپس پاره شدن زخمها كه زندانى مجبور بود پابرهنه چهار دست و پا راه برود، حالا اگر با پوتين پا روى پاى زخمى هم بگذارند چه مىشود؟
عطايى: استاد! موضوع تجاوز به نواميس خيلى شايع بوده اين موضوع چقدر صحت داشته؟
احمدى: جالب است كه مسئله دستگيرى دختران چهارده ساله و يا پسربچههاى چهارده ساله فراوان اتفاق افتاده است، اگر كتاب «خاطرات خانم دباغ» را بخوانيد مىبينيد كه آنجا به دستگيرى چند دختر چهارده ساله از جمله دختر خودش اشاره دارد و يا رضا براهنى در كتاب «شاه، سايه خدا» كه در سال ٥٦ در خارج چاپ شده، موضوع دستگيرى دختران سيزده ساله و تجاوز به آنها، براى اقرار پدرانشان را يك تجربه عمومى مىداند و در ظاهر به اعمال اين شكنجه در مورد خودش نيز اشاره دارد و همينطور خانم دباغ. ولى بايد توجه داشت برابر قوانين ساواك اين شكنجه ناموسى در بيرون آوردن لباس اين گروگانهاى ناموسى، در