راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٦٠
احمدى با طرح رسمى بر روى تخته مىگويد: اگر اين حاكميت باشد: عده زيادى از مردم هستند كه نسبت به جايگاه حكومت علاقمندند، اما اين علاقمندى و حمايت آنها قابل درجهبندى است: حاميان عادى، حاميان فعال و حاميان فداكار.
به طور معمول حكومتها به پشتوانه و اعتبار اين سه گروه از حاميان دوام مىيابند و بار اصلى حاكميت بر دوش حاميان فداكار و حاميان فعال است و در نقطه مقابل عدهاى با حكومت مخالفاند كه عبارتاند از مخالفان عادى، مخالفان فعال و مخالفان فداكار.
در اين دو تقسيمبندى عمده، شما خيل عظيم مردم بىطرف و ناراضيان را داريد كه از در مخالفت يا موافقت جدى در نمىآيند مگر آنكه جريان قدرت مخالفان يا موافقان بسيار نيرومند باشد و آنها را با خود همراه نمايد.
عباسى: استاد بنا بود شما راجع به شكنجه بحث بفرمائيد، چرا ...؟
احمدى: نه، زيگزاگ نمىروم، اتفاقاً درست در مسيرم. خوب براى هر حكومت، ميزان حمايت و مخالفت در ثبات آن بسيار موضوعيت دارد، به همين خاطر پديده مخالفت اگر با موضوع براندازى و تغيير حاكميت همراه نباشد تا حدودى دولتها آن را تحمل مىكنند و اگر مخالفانشان بهدستشان بيفتند، با آنها برخورد خشن چندانى نخواهند داشت. به طور مثال در ايران، رهبران و سياسيون ملىگرا و مخالفان چگونگى حكومت شاه و نه اصل آن، مورد برخورد حكومت واقع مىشدند ولى نه چندان شديد. مثال واضحى بزنم. بعد از كودتاى ٢٨ مرداد، از رهبران جبهه ملى، عدهاى به حبسهاى كوتاهمدت محكوم شدند، ولى چون دكتر فاطمى بحث بركنارى شاه و تغيير حكومت به جمهورى و اينكه «دربار ايران لانه فساد است» را در سخنرانىاش در ٢٥ مرداد مطرح كرد، با شديدترين وضعيت، مورد هجوم حكومت قرار گرفت كه اول شعبان بىمخ و چاقوكشهايش حمله شديدى به او