راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٥٣
ملى با على امينى در زمان دولتش كه در خاطرات على امينى آمده است.
اميلى: ولى تئورى روانشناسانه مازوين زونيس از همه اينها جالبتر است و آن موضوع جفتهاى روانى شاه و بيمارى سرطان خون شاه است.
احمدى: تحليل زونيس را بسيارى از پژوهشگران علم سياست در حوزه رهيافت روانشناسانه، از علل وقوع انقلاب ذكر كردهاند. زونيس در اين كتاب، براى شاه چند جفت روانى قايل شده است: ارنست پرون، اسدالله علم، منوچهر اقبال، عبدالكريم ايادى و اشرف پهلوى. زونيس اين ادعا را مطرح مىكند كه جفتهاى روانى شاه، به او خط مىدادند و مسائل او را حل مىكردند. در واقع، شاه به اين اشخاص تكيه زيادى داشت. ولى زونيس اين واقعيت را ناديده مىگيرد كه همين جفتهاى روانى، باعث بدبختى او شدند. ارنست پرون انگليسى كه جاسوس بودنش اظهر من الشمس است. همين شخص نوع روابطش با شاه به گونهاى بوده كه جدىترين شائبه ضداخلاقى عليه شاه، درباره او مطرح است، بهطورى كه حتى ثريا زن شاه هم از دست او شاكى بوده و از خلوتهاى پرون با شاه ناراحت بوده. ثريا در خاطراتش اين مسئله را توضيح مىدهد.
آندره: يعنى قضيه تا اين حد به بدنامى كشيده شده بود؟
احمدى: مايه تاسف است كه كشور ما ٣٧ سال، اسير چنين بيمار روانىاى شده بود. اگر بيمارى محمدرضا از جهت همجنسبازى خودش مورد ترديد باشد، ولى از جهت سوءاستفاده گسترده از جنس مخالف، آن هم بدون حد و حصر واقعيت دارد؛ كه زمينه را همين جفتهاى روانى شاه يعنى ارنست پرون، اميراسدالله علم، اشرف و عبدالكريم ايادى و ديگران و تشكيلات وزارت دربار براى او فراهم مىكردند. با اين حساب به نظر نمىرسد كه مرگ و جدايى از افراد، خيلى در سقوط شاه مؤثر بوده باشد. به اعتقاد من، شاه در دوره حضور همين افراد، آنقدر مرتكب اشتباهات