راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٤٤
احمدى و يزدانپناه به صف نمازگزاران مىپيوندند و آندره دوربين خود را روشن مىكند. نكته جالب براى او مردانى است كه با عجله خود را به مسجد مىرسانند.
نماز خوانده مىشود، احمدى پيش مىآيد و سلام مى كند: چطوريد سياستشناسان جوان؟
احمدى: محافل سياسى ما را ديديد؟
آندره: كدام محفل سياسى؟
احمدى: همين محفل سياسى كه در تاريكى صبح، مردم با عجله آمدند.
آندره: آقاى دكتر! چرا سر به سرمان مىگذاريد، اينها به مسجد مىآمدند.
احمدى: نه، حتماً يك جلسه سياسى است. شما اينطور فكر نمىكنيد؟
اميلى: دكتر! نه. مگر قرار است همه چيز سياسى باشد.
احمدى: چرا در نماز جمعه، آمدن مردم را سياسى مىديديد؟ شما نماز جمعه را طورى ارزيابى مىكنيد كه گردهمايى اعضاى احزاب قدرتطلب را. ببنيد اينها همينطور كه با اشتياق و ايمان، اول صبح- آن هم در اين ساعت كه وقت شيرين خواب است- به نماز جماعت در مسجد مىآيند،. خوب همين اشتياق عقيدتى در نماز جمعه و در تظاهرات سياسى هم هست. شايد شما فكر مىكنيد آنجا امكانات و غيره مىدهند!
آندره: ولى دكتر، نماز جمعه و حركتهاى جمعى مسلمانان و شيعيان يك حركت سياسى است.
احمدى: بله، جنبه سياسى در آن هست، نه اينكه همه آن سياست باشد؛ ذات آن سياست نيست، بلكه جزء آن است. ذات آن عبادت و بندگى خداوند است و اين در انقلاب ايران بوده، اگر ذات حركت مردم ايران را عبادت و بندگى خدا ندانيم،