راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٤٢
احمدى: مثل سياستمدارها.
يزدانپناه: ببين اين مادام ظاهراً چند تا كتاب جديد اينجا ديده، خيلى اصرار دارد كه شما را ببيند.
احمدى: چه كتابى؟
يزدانپناه: آن كتاب فريدون هويدا، «سقوط شاه»، بعد هم كتاب «خاطرات على امينى» و چه مىدانم از اين دسته آثار پهلوىها و كارگزارانشان، خانم اينها را خوانده مىخواهد نظر شما را بداند.
احمدى: خوب به من چه؟ آقا اينها كه همان حرف خودشان را خواهند زد.
يزدانپناه: ظاهراً با بعضى از آقايان هم صحبت كرده ولى قانع نشده، جالب است كه بعضىشان هم اظهار بىاطلاعى از اين متون كردهاند.
احمدى: من يك شرط دارم، هفته گذشته اينها در نماز جمعه، برداشتى را مطرح كردند كه خوشم نيامد. دليلى نمىبينم كه بخواهم آب در ريگزار بريزم.
يزدانپناه: بله! تازگى اصطلاح بانكهاى بينالمللى را شما هم استعمال مىفرمائيد. مىدانى كه اين تعبير يكى از بانكهاى بينالمللى درباره دادن وام به روسيه دوره يلتسين است.
احمدى: شنيده بودم ولى مثل اينكه اينها در ايران اصرار دارند مسائل اخلاقى و عبادى مردم را سياسى و تحت فشار ببينند.
يزدانپناه: توقع ديگرى دارى؟
احمدى: خوب، واقعبينى حداقل توقع است.
يزدانپناه: خوب، چطور مىخواهى هماهنگ كنيم؟
احمدى: من يك شرط دارم، صبح اول وقت، دقايقى قبل از اذان و هنگام اذان كنار يك مسجد.