راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٤٠
تجارى بخواهيد گوشت يخزده ذبح شده غيرمسلمانان را تحميل بكنيد. با چه پتانسيل عظيمى از نارضايتى مواجه خواهيد شد. البته اين يكى از مثالهاى خانم كدى است دهها مثال ديگر را فقط ايشان در كتابش مىآورد.
البته اين طبيعى است، ما در ايران با بدترين شرايط و با گوشت و پوست خود، ستمهايى را تحمل كردهايم كه ديگران فقط از آن حرفى زدهاند يا چيزى به صورت ناقص نوشتهاند.
حالا شما اسم اين توسعه را مىگذاريد، توسعه متوازن يا نامتوازن يا ناهمگون، يا ظلم و ستم بر مردم بومى و فقير اعم از كشاورز و چوپان و مردم مصرفكننده مسلمان براى درآمدسازى براى ثروتمندان عضو هزار فاميل و سرمايهگذاران آمريكايى.
صداى اذان نماز جمعه شنيده مىشود. احمدى از اميلى و آندره كه درحال آماده كردن دوربين فيلمبردارى است عذر مىخواهد، سجادهاش را پهن مىكند و به صف نمازگزاران مىپيوندد.
اميلى مىگويد: آندره! حركت يك روح جمعى را حس مىكنى؟
آندره: حرف خيلىها كه از انقلاب ٧٩ ديدن كرده بودند، مثل ميشل فوكو، كلر برير و پير بلانشه نيز همين بود آنها نيز مسحور همين روحجمعى ايرانيان شده بودند، جمعيت عظيمى كه همگى در يك عمل، به طور كامل به وحدت مىرسند و تازه در كنار اين وحدت، توجه آنها به يك قدرت واحد برترى است كه چندان در زندگى ما نقشى ندارد.
*** صداى زنگ تلفن خانه احمدى به صدا در مىآيد.
احمدى در حال خواندن كتابى است، لم داده است. دختر شش سالهاش در