راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٣٨
ايران به همين صورت است؟
احمدى: متأسفانه در غالب موارد بله!
آندره: اينكه خيلى بىرحمانه است و برخوردى خيلى ارزشى با مفاهيم علمى است.
احمدى: خير، اصلًا چنين نيست، من مىگويم تئورىهاى مختلف وضع شده در دانشگاههاى غرب گرچه تراوشات ذهن استادان نامدار علم سياست است، اما همان اساتيد با نگاه از پشت شيشههاى موجدار به اين جامعه نگاه كردهاند، به همين خاطر عدهاى توسعه شتابان را علت دانستهاند و عدهاى هم توسعه نامتوازن را.
اميلى: اين توسعه نامتوازن كه مربوط به يك ايرانى استاد تاريخ كالج باروك دانشگاه نيويورك، آقاى يرواند ابراهاميان است كه معتقد به توسعه اقتصادى و اجتماعى رژيم پهلوى، بدون اقدام به توسعه سياسى بوده است و اينكه اين توسعه نامتوازن و ناهمگون سبب شد شكاف ميان حكومت و ساختار اجتماعى تشديد شود و شكاف ميان محافل حاكم و نيروهاى اجتماعى زياد و زيادتر شود. اعتقاد آقاى ابراهاميان اين است كه ايران دگرگونى اقتصادى و اجتماعى پيدا كرد، اما از لحاظ سياسى، استبدادى باقى ماند و اگر راههاى بيان اعتراض دموكراتيك وجود داشت، هرگز انقلاب صورت نمىگرفت.
احمدى: اين تئورى در صورتى مىتواند قابل بحث درباره جامعه ايران باشد كه آن چه در ايران اتفاق افتاد را توسعه اقتصادى و اجتماعى بناميم. در عصر پهلوى ما شاهد توسعه حتى به صورت ناهمگون آن نيستيم، بلكه درستتر آن است كه بگوييم در زمينههائى ما شاهد رشد هستيم و اين رشد به بركت افزايش قيمت نفت و بهرهبردارى بيشتر از منابع نفتى است؛ اما متأسفانه همين رشد نيز به صورت ناعادلانه اعمال شد. من ترجيح مىدهم به جاى واژه نامتوازن- عبارت منطقىتر