راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٣٧
اميلى: آقا! اين قيافه چه زيبايى دارد با اين كله كج و معوج و بدن چاق و پاهاى دراز بىقواره؟
احمدى: نه! اتفاقاً خيلى زيباست! تصويرى واقعى از هيئت آدمى است.
آندره: ببين اميلى! دكتر به احتمال قوى مىخواهد ما را به يكى از مفاهيم عرفان شرقى ببرد.
احمدى: خير، اصلًا چنين قصدى ندارم، اتفاقاً نگاه عرفانى به اين هيئت و تركيبمان ندارم، نگاه كاملًا واقعبينانه و بىرحمانه و خشك علّى و معلولى دارم. ببنيد اينكه من و شما در برابر اين آئينه، قيافهها را چنين مىبينيم، دليل كاملًا آشكارى دارد، سطح آئينه موجدار است و فاقد پردازش لازم.
اميلى: استاد! چرا از بديهيات سخن مىگوييد.
احمدى: گفتم كه با ذهنيت خشك عقلى و علمى سخن مىگويم. اين مردمى كه شما مىبينيد، چون آئينه فهم ما نسبت به اين حركت و تجمع عبادى مردم، خوب صيقل نخورده هيئت عمومى مردم را در قالب آئينه موجدار خود تفسير مىكنيم.
خانم! اگر حس و حالى كه به هنگام ركوع و سجود در حال نماز به اين مردم دست مىدهد را دريابى و توان دريافتن آن را پيدا كنى، آن وقت به راحتى سخن از بهرهبردارى سياسى و ساير بازىهاى اذهان آلوده ما سياسيون را به كار نمىبرى!
آندره: استاد! گويا شما اين نكته را به دل گرفتيد.
احمدى: مطلقاً خير. اتفاقاً نتيجه علمى مىخواهم بگيرم. مشكل عمده تئورىها و تحليلهاى مربوط به مردم ايران، همانند اين آئينه موجدار است كه وقتى با جامعه واقعى ايران تطبيق كنيد، خواهيد ديد چقدر مضحك و آزاردهنده خواهد بود.
اميلى: اعتقاد شما درباره تئورىهاى معروف اساتيد بينالمللى در مورد انقلاب