راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٢٢
شاه، قدرت وى را به مراتب بيشتر از شاه مىداند.
احمدى: همينطور است. به دنبال آن از جا بر مىخيزد به طرف كتابخانه مىرود. كتابى را درباره سيدجمالالدين اسدآبادى بر مىدارد و تورق مىكند و مىگويد: شايد خواندن بخشى از همان نامه مورد نظر شما جالب باشد.
«پيشواى دين! خداوند كرسى زمامدارى تو را در دلها و خردهاى مردم نصب كرده است تا بدينوسيله ستون عدل مستحكم گردد ... و خداوند در مقابل اين، بزرگى و عظمت و رياست بر دلها بر تو ارزانى داشته، حفظ دين و مدافعه از جهان اسلام را نيز در عهده تو گذاشته است و اين تا آن حدى است كه حتى به سنت زمامداران پيشين به وقت لزوم، به فيض شهادت نيز نايل شوى ... حق را بايد گفت تو رئيس شيعه هستى تو مانند جان در بدن يكايك امّت دميده شدهاى و هيچكس نمىتواند جز در پناه تو به نجات ملت ايران برخيزد. تو نظر به توانائى و نفوذ كلمهاى كه دارى در همه مؤثر خواهى بود و دلهاى پراكنده آنها را متحد خواهى كرد و اين اختلاف كلمه را از ميان برخواهى داشت و قدرتهاى پراكنده توده مردم به واسطه تو اندك اندك جمع خواهد شد يك كلمه تو سبب ايجاد وحدت خواهد شد.»
احمدى آهى كشيد و گفت: بىسبب نبود كه لوسين ژرژ از خانه خالى آيتالله خمينى در نجف، اظهار تعجب مىكند مىگويد: اين خانه چهار اتاقه خالى در جنوبىترين و فقيرنشينترين شهر عراق، هيچ شباهتى به خانه رهبران شورشى ندارد، او از فهم راز آن درمانده بود و اتفاقاً همين مرد وقتى كه در پاريس زير درخت سيب مىنشيند به جاى آنكه به تصور شاه و آمريكا مورد تمسخر واقع شود، سخنان او همه دلها را متحد مىكند و سخنانش را مردم مىفهمند چرا كه به او ايمان و اعتماد و اعتقاد دارند.
خمينى هم مرجع تقليد بود و هم حكيم و فيلسوف و هم عارفى دنياگريز. با