راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١١٣
احمدى: ببنيد آقاى جعفرى! من نگفتم كه غربى و يا آمريكايىجماعت همه آنها غير منصفاند. بلكه در بين آنها انسانهاى منصف هم فراواناند، ولى تاريخپردازان و خبرنگاران سياستمدار و يا متعلق به بنگاههاى خبرى سياسى اصرار دارند بسيارى از واقعيات از نوع جهان سومى را نبينند و يا اگر ببينند آن را در قالب منافع ملى، امنيت بينالمللى خودشان به عنوانهايى نظير سنتگرايى، فقدان دمكراسى، فناتيسم، دگماتيسم و دهها مسئله ديگر نظير تروريسم و غيره نسبت بدهند و اصلًا آن را در قالب ظلم و ستم خودشان نبينند. دوستان ما ماجراى كشتار مردم حلبچه را مىدانند؛ در موقع خودش غربىها دم بر نياوردند، حالا چطور است كه عكسهاى كشتار حلبچه را غربىها با قيمت بسيار گران مىخرند و در مورد آن تبليغات گسترده مىكنند؟ ولى براى اينكه اين دوست خبرنگار ما بداند نديدن يعنى چه، همين چند وقت پيش در يك نمايشگاه عكس بينالمللى، انواع عكسهاى مختلف سياسى از كشتار حلبچه و برخورد با طالبان و افتخارات آمريكا در افغانستان به فروش رفت، ولى عكس يك كودك چچنى را كه در اثر حمله روسها دو پايش را از دست داده بود، كسى حاضر نشد به خاطر آن پول بدهد. مىدانيد يعنى چه؟ يعنى وجدان بى وجدان، و به ما چه!
جعفرى: ولى استاد! شما به طرز بىرحمانهاى بدون آنكه مدرك داشته باشيد غربىها و آمريكايىها را متهم به خشونت مىكنيد و اتفاقاً هميشه هم خودتان در اين محاكمه يك طرفه پيروز مىشويد. بدون اينكه سند و مدرك درستى را به ما نسل جوان نشان بدهيد.
در كلاس زده مىشود.
احمدى مىگويد: بفرمائيد! (ژوزف با ويلچر از در وارد مىشود.)
احمدى مىگويد: بفرمائيد! سند و مدرك معتبر خودش آمد، مىگويند او را