پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٩ - ١ دعوتى فرصتطلبانه و نقشهاى شيطانى
عهدهدار بود، به سود خود به كار گرفت و پس از شهادت امام مجتبى حكومت را به خود اختصاص داده و به ارزشها و تعاليم حياتبخش اسلام بىحرمتى روا داشت. در حقيقت عرصه سياسى براى دارودسته بنى اميه كاملا خالى شد.
معاويه در تحكيم سلطه و حكومت خويش ماهرانه عمل كرد، ولى از آنجا كه صاحب خلافت قانونى امام حسن عليه السّلام و پس از او امام حسين عليه السّلام كه مسلمانان مىبايست پس از شهادت برادرش تحت رهبرى او قرار گيرند، در جامعه و ميان مسلمانان حضور داشت، معاويه به خود جرأت نداد طرح خويش در راستاى تثبيت پايههاى حكومت بنى اميّه و يا جانشينى يزيد پس از خود را، آشكارا اعلان نمايد.
افزون بر اين، هيچيك از خلفاى سهگانه، در خصوص جانشينى فرزندشان پس از خود سفارشى نكرده بودند و با توجه به ضعف و هرزگى و گستاخى كه در يزيد وجود داشت، معاويه با تمام توشوتوان كوشيد تا قضيه بيعت گرفتن را به گونهاى مرتب سازد و سروسامان دهد كه نه تنها مسلمانان را بفريبد بلكه آنان را مجبور به پذيرش بيعت با يزيد نمايد. از اينجا بود كه در نخستين گام، به شهادت رساندن امام مجتبى عليه السّلام و مؤمنان شايسته را در دستور كار خود قرار داده و بدان دست يازيد تا مهمترين موانع اجراى طرحش را از سر راه بردارد.
امّا برخى از انسانهاى پست و فرومايهاى كه آزمند زرقوبرق دنيا بودند، براى دستيابى به ناچيزترين كالاى دنيوى از هر راه ممكن آمادگى كامل داشتند.
نقل شده: مغيرة بن شعبه كه از ناحيه معاويه فرمانروايى كوفه را عهدهدار بود- با اطلاع از تصميم معاويه در جهت بركنارى خود- به سرعت در صدد