پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٣ - برخورد امام حسين عليه السلام با حر
حسين عليه السّلام نيز از تسليم شدن به يزيد و ابن زياد سر باززد.[١]
از جمله سخنانى كه امام حسين عليه السّلام در جمع آنان ايراد فرمود، اين بود:
مردم! نامههايى كه شما توسط پيكهاى خود فرستاده بوديد، مرا به اينجا آورد، خود در آنها نوشته بوديد به سوى ما بيا كه پيشوا و رهبرى نداريم، شايد خداوند به واسطه حضور تو ما را به هدايت و حق رهنمون گردد، اكنون اگر به آنچه نوشتهايد وفاداريد، نزدتان آمدهام. با من عهد و پيمانى ببنديد كه به وفاى شما اطمينان حاصل كنم و اگر حاضر نيستيد چنين كارى انجام دهيد و از آمدن من نا خرسنديد، از نزد شما به جايى كه از آنجا آمدهام باز خواهم گشت». همه سكوت كردند و كسى حتى يك كلمه سخن نگفت. (وقت نماز كه فرارسيد). امام عليه السّلام به حرّ فرمود: «تريد ان تصلّى بأصحابك؟؛ تو نمازت را با يارانت به جا مىآورى؟
عرض كرد: خير، شما نماز بگزاريد و ما به شما اقتدا مىكنيم و امام حسين عليه السّلام با آنان نماز گزارد.[٢]
حضرت پس از پايان نماز عصر آنان را چنين مخاطب ساخت:
اما بعد؛ اگر شما از خدا پروا داشته باشيد و حق را به اهل ايمان بسپاريد، بيشتر مورد رضايت خدا هستيد ما خاندان نبى اكرم از مدعيانى كه آنچه را حقشان نيست در پى آنند و بر شما جور و ستم روا مىدارند به خلافت سزاوارتريم، اگر از آمدن ما ناخرسنديد و به حق ما آشنايى نداريد و اكنون ديدگاه شما با آنچه در نامههاى خود نوشتهايد و فرستادگانتان به دست من رساندند، تفاوت دارد، از نزد شما باز مىگردم.[٣]
[١] . همان.
[٢] . ارشاد ٢/ ٧٩، فتوح ابن اعثم ٥/ ٨٥، مقتل خوارزمى ١/ ٥٩٦.
[٣] . فتوح ابن اعثم ٥/ ٨٧، تاريخ طبرى ٣/ ٢٠٦، مقتل خوارزمى ١/ ٣٣٢.