پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٢ - رفتار با ابوذر غفارى
كه در آنها حكومت عثمان را به خاطر جنايتى كه در مورد ابوذر انجام داد، به شدت مورد اعتراض قرار دادند. از جمله در سخنان امام حسين عليه السّلام آمده است:
عمو جان! خداى تبارك و تعالى قادر است وضعيتى را كه ملاحظه مىكنى، دستخوش تغيير و تبديل سازد، به راستى خداوند هر روز در شأن و كارى است، مخالفانت دنياى خود را از تو دريغ داشتند و تو دينت را از آنان دريغ داشتى، از آن چه دريغت داشتند چقدر بىنيازى، و به آنچه از آنان دريغ داشتى چه بسيار نيازمندند؟ بنابراين، از خداوند صبر و بردبارى بخواه و از حرص و آز و ناشكيبايى به خدا پناه ببر، زيرا صبر و بردبارى از دين و بزرگ منشى است. حرص و آز، رزق و روزى به بار نمىآورد و ناشكيبايى مرگ كسى را به تأخير نمىاندازد.[١]
ابوذر (با شنيدن اين سخن) سخت گريست و با آخرين نگاه وداعش بر اهل بيتى كه خالصانه به آنها عشق و محبت مىورزيد، آنان را چنين مخاطب ساخت:
اى خاندان رحمت! خداوند شما را مشمول رحمت خويش قرار دهد، آنگاه كه چشمم به جمال شما روشن مىشود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به ياد مىآورم. من در مدينه چيزى كه موجب آرامشم گردد و يا غم و اندوهى غير از جدايى از شما ندارم.
وجود من در حجاز بر عثمان گران آمد همانگونه كه بر معاويه در شام گران آمد و از اينكه من در كنار برادر و پسر دايىاش در اين دو شهر اقامت كنم و مردم را بر ضد آنها بشورانم، ناخرسند بود. از اينرو، مرا به سرزمينى تبعيد كرد كه يار و ياور و مدافعى جز خدا نداشته باشم، به خدا سوگند! يار و همدمى جز خدا نمىخواهم، و آنجا كه خدا با من است، هيچگونه بيم و وحشتى ندارم.[٢]
[١] . بحار الانوار ٢٢/ ٤١٢، و به مروج الذهب ٢/ ٣٥٠، مراجعه شود.
[٢] . بحار الانوار ٢٢/ ٤١٢، و به مروج الذهب ٢/ ٣٥٠ مراجعه شود.