پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٧ - ٥ اهداف خيانتكارانه
٥. اهداف خيانتكارانه
امام حسين عليه السّلام كه خود بر همه امورى كه در عرصههاى سياسى مىگذشت و تغيير و تحولات اجتماعى كه ميان مسلمانان به وجود مىآمد، كاملا آگاه و بدان آشنايى داشت، اهداف خيانتكارانه و كينهتوزىهاى اموى را نسبت به اسلام و اهل بيت عليهم السّلام و تجربههاى سالهاى آغازين رسالت اسلامى و رفتار معاويه با امام على و پس از او با امام حسن عليهما السّلام را، نظارهگر بود.
امام حسين عليه السّلام با قطع و يقين مىدانست كه حتى اگر با بنى اميه از در مسالمت نيز درآيد، از او دست برنداشته و از كشتن وى منصرف نخواهند شد زيرا حضرت عليه السّلام خود وارث نبوت و شخصيتى الهى به شمار مىآمد كه حركت و جنبش اسلامى را در مسير حقيقى و راه صحيح آن، سوق مىداد.
يزيد نتوانست احساسات تبهكارانه خويش را نهان سازد. نقل شده كه در كمال صراحت و بىپروايى گفت:
از قبيله خندف نباشم، اگر از خاندان پيامبر و كارهايى كه انجام دادهاند، انتقام نگيرم.
امام حسين عليه السّلام اعلان داشته بود كه: بنى اميه در هر حالتى از او دست برنخواهند داشت، از اينرو، به برادرش محمد حنفيه به صراحت مىفرمايد:
اگر در لانه حشرهاى از اين حشرات وارد شوم، خواهناخواه مرا بيرون آورده و به قتل خواهند رساند.
و به جعفر بن سليمان ضبعى فرمود: به خدا سوگند! دشمن از من دست بر نخواهد داشت تا قلبم را بيرون آورد (خون مرا بريزيد).
بدينسان، امام عليه السّلام نابههنگام از مكه به حركت درآمد تا قبل از اينكه