پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٥ - سرزمين موعود
سرزمين موعود
خبر پيشروى امام حسين عليه السّلام به سمت كوفه، ابن زياد و هواخواهان حكومت اموى را سخت نگران ساخت و در انديشه چارهاى برآمدند. ابن زياد فورا طى نامهاى به حرّ بن يزيد رياحى از او خواست اجازه پيشروى به امام عليه السّلام ندهد تا سپاهيان كمكى بنى اميه به او بپيوندند و از بيم اينكه بار ديگر مردم سر به شورش برندارند، در منطقهاى دور از كوفه با حسين روبرو گردند و بدينسان، ابن زياد از شرايط سخت و دشوار منطقه براى تحت فشار قرار دادن امام عليه السّلام و به تسليم واداشتن او، بهره گيرد.
حامل نامه ابن زياد، از سر جهل و نادانى و سادگى- در پاسخ به يزيد بن مهاجر- يكى از ياران ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام به دفاع از حكمى كه آورده بود پرداخت و گفت: با اين كار از پيشوايم اطاعت كرده و به بيعت خويش وفا كردهام، ابن مهاجر به او گفت: (اينگونه نيست) بلكه پروردگارت را نافرمانى و پيشوايت را براى سرنگونى خويش فرمان بردهاى، و براى خود ننگ و عار خريدهاى. بدترين پيشوا، پيشواى توست. زيرا خداوند فرمود: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ؛ آنان را پيشوايانى قرار داديم كه مردم را به سوى آتش دوزخ فرامىخوانند و روز رستاخيز كسى به دادشان نمىرسد[١].
سپاهيان ابن زياد، كاروان ابا عبد اللّه عليه السّلام را از ادامه مسير بازداشتند. در حقيقت سربازان حرّ بن يزيد مانع آنها شده و در جهت واداشتن امام در حركت به سمت بيابان بىآبوعلف، از خود پافشارى نشان دادند.
زهير بن قين براى پيكار با سپاهيان حرّ قبل از حضور نيروهاى كمكى بنى اميه، فوقالعاده پافشارى داشت و به امام حسين عليه السّلام عرضه داشت: (اماما)!
[١] . قصص/ ٤١.